معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٥٦
این نگرانی را در ناصر الدین اَلبانی نیز میبینیم ؛ زیرا پس از ذکر طُرق حدیث عُمَر که گفت [پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود] : «هر سَبَبی و نَسَبی روز قیامت میگُسلد مگر سَبَب و نَسَب من» و ذکرِ روایت اُمّ کلثوم ، مینگارد :
وَأَنْکَرُ ما فیه ذکرُ التقبیل . أمّا الکشف عن السّاق فقد ورد في غیر هذه الطُرُق ؛[١٠٠٠]
زشتترین سخنی که در این حدیث آمده این است که عُمَر ، اُمّ کلثوم را بوسید . اما برهنه ساختن ساق وی ، در دیگر طُرُق حدیث هست .
این دو نقل ، سخن ابن جوزی و اَلبانی است که در دو کتاب تذکرة الخواص و السلسلة الصحیحة آن را آوردهاند .
این دو نفر ، از بزرگان اهل سنتاند (نه شیعه) وجدان آن دو ، این کار را از سوی عُمَر برنمیتابد . چگونه میتوان به جواز این کار ـ بر اساس این روایتها ـ اقرار کرد ؟ این پرسش ، حیرت برانگیز است .
یازدهم
درباره اُمّ كلثومى كه ادعا شده است عُمَر با او ازدواج كرد ، نكات مبهم فراوانی هست :
در اصلِ وجودِ اُمّ كلثوم و سنش و شوهران او ؛
در چگونگى خواستگارى عُمَر از وى و كسانى كه عهدهدار تزويج او شدند ؛
در اينكه اين ازدواج با رغبت و ميل صورت گرفت يا از روى ترس و بيم ؛
آيا اُمّ كلثوم فرزندى به دنيا آورد ؟ اَولاد او كيانند ؟
آيا به راستى اُمّ كلثوم ـ كه عُمَر با او ازدواج كرد ـ دختر امام على ١ بود يا
[١٠٠٠]. السلسلة الصحیحة ٥: ٥٨ ، رقم ٢٠٣٦.