معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٣٤
زیرا در المنمّق و تاریخ دمشق آمده است :
زید و مادرش اُمّ کلثوم (دختر علی) با هم بیمار شدند . بیماریشان شدت یافت و مرگ بر هر دو فرود آمد . اشخاصی به وارسی آنها پرداختند تا بنگرند کدامشان پیش از دیگری مرده است تا از او ارث بَرَد . معلوم نشد کدام یک پیش از دیگری جان سپرد . از این رو ، از هم ارث نبردند .[٩٥٨]
در المحلّی میخوانیم :
بنیجَهْم بن حُذَیفه ، در تاریکی ، زید را ضربت زدند .[٩٥٩]
در المنتخب من کتاب اَزواج النبی (اثر زُبیر بن بکّار) و در المحلّی (اثر ابن حزم) آمده است :
خالد بن اَسلم (از موالیان عُمَر) که زید را نمیشناخت ، او را به قتل رساند ؛ او را با سنگی زد .[٩٦٠]
آيا زيد بن عُمَر فرزندانى از خود برجاى گذاشت يا نه ؟
چرا زيد بن عُمَر فرزند اُمّ كلثوم ـ دختر جَرْوَل ـ را «زيد اصغر» لقب دادهاند با اينكه در حقيقت او اكبر (بزرگتر) بود ؟
آيا اين ادعا كه آنان به جهت كرامت جدش رسول خدا ـ و بدان خاطر كه فرزند فاطمه بود ـ زيد اصغر واقعى را «زيد اكبر» لقب دادند ، ادعاى درستى است ؟
چگونه میتوان میان اُمّ کلثوم (زن عُمَر) که با فرزندش (در سال ٥٤ ﮬ) در یک روز مُردند با اُمّ کلثومی که در ماجرای کربلا (در سال ٦١ ﮬ) حضور داشت ، جمع کرد ؟
این اُمّ کلثوم اخیر ، صدا میزد : «وا جدّاه» (جدّا) ، «وا رسول الله» (رسول
[٩٥٨]. المنمق: ٣١٢؛ تاریخ دمشق ١٩: ٤٨٧.
[٩٥٩]. المحلی ١٠: ٤٨٩.
[٩٦٠]. المنتخب من کتاب اَزواج النبی: ٣١.