معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٢٧
سخن پايانى
بعضى از نادانان اهل سنت بانقل نصوص پيشين و برانگيختن اين مسئله هرچند گاه يک بار ، در ماهوارهها و شبکههای اینترنتی ، مىخواهند بر وقوع ازدواج عُمَر با اُمّ كلثوم تأكيد ورزند و مىپندارند كه اين كار باورهاشان را سودمند مىافتد و دیدگاه آنها جا میافتد . در حالى كه امر اين گونه نيست . اگر اين ازدواج ثابت شود ، عُمَر را محکوم میکند و سیما و جایگاه او را در عالَم اسلام بیش و بیشتر ، لكهدار مىسازد ؛ زيرا این متون ، به نقاطِ منفیِ زندگی عُمَر رهنموناند و از هوسهاى سركشى در عُمَر حكايت مىكنند ، و سرسختی و پافشاری او را در ازدواج با اُمّ کلثوم خردسال به هر شکل ممکن (هر چند او را وادارد که زمزم را ویران کند و همه شرافت بنی هاشم را زیر پا نهد) مینمایانند .
نقل این روایات ، از شکوه و بزرگی عُمَر میکاهد ؛ به ويژه اگر با اين سخن او جمع كنيم كه مىگفت :
ما بَقِيَ شيءٌ مِن أمر الجاهليّة إلاّ أنّي لستُ أُبالي أيّ الناس نَكَحْتُ وأيَّهم أنكَحْتُ ؛[٩٣٢]
از جاهليت در وجودم چيزى باقى نماند جز اينكه پروا ندارم از که زن بگیرم و به که زن دهم .
[٩٣٢]. طبقات ابن سعد ٣: ٢٨٩؛ كنز العمال ١٦: ٢٢٤ ، حديث ٤٥٧٨٧.