معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤١٢
و این از چیزهایی است که استبعاد اوهام را تسکین میدهد و خدا حقایق احکامش را بهتر میداند و حجتهای خدا داناترند .[٩٠٢]
بدین ترتـیب ، پاسخ ادعای دوم و سـوم را از لابلای سخن مجلسی و سید مرتضی (و دیگران) دریافتیم و اینکه آمیزش جنسی مرد کافر با زن مسلمان ، زنای محض نیست ؛ به ویژه آنگاه که پدر و دختر ، ناچار و زیرِ فشار باشند .
کسی که با زور و اجبار به این زناشویی روی میآورد ، زناکار است ، نه دختر و سرپرست وی و کسی که واسطه شده است .
باری ، اين ازدواج ، مصداقى براى اين سخن خداى متعال است كه فرمود :
﴿إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ﴾ ؛[٩٠٣]
مگر كسى كه مجبور شود [و از سر ناچاری کفر را بر زبان آورد] و قلبش به ايمان مطمئن باشد .
ازدواجهای اجباری
اينكه سبب و عامل اين ازدواج ، اجبار باشد ، بعيد نمىنمايد . تاريخ سلطهگران ، از این دست رخدادهای زورگویانه بسیار دارد . گرچه بعضی از این ازدواجها با رضایتِ خاطر صورت گرفت ، امّا گاه این چهار چوبه را یافت و در واقع ، چنین نبود و بعضی از آنها هرگز پایه و اساسی نداشت .
اکنون نمونههایی از آنها را میآوریم :
١ - عبدالله بن اَوْد
حَجّاج ثقفى ، دو تن از ياران اميرالمؤمنين ١ ـ اَسماء بن خارجه فَزارِى و
[٩٠٢]. مرآة العقول ٢٠: ٤٥.
[٩٠٣]. سوره نحل (١٦) آيه ١٠٦.