معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٨٤
چگونه حسن و حسین ٣ آن حرف را بر زبان آوردند ؟ مگر ابوبکر و عُمَر را نمیشناختند و نمیدانستند پدرشان از آن دو ، چه غصهها که در دل فرو بُرد ؟
این امام علی علیهالسلام است که در خطبه شِقشقیه میفرماید :
أَما والله ، لَقَد تَقَمَّصَها ابن أبي قُحافَة وَإنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنّ مَحَلِّي منها مَحَلُّ القُطْب مِنَ الرَّحَى حتّى إذا مَضـى الأَوَّلُ لِسبيله أَدْلى بها إلى فلانٍ بَعْدَه حَتّى إذا مَـضَى لِسَبِيْلِه جَعَلَها في جَماعة زَعَمَ أنّي أَحَدُهُم ؛[٨٦١]
هان ! به خدا سوگند ، پسر ابى قُحافه جامه خلافت را به تن كرد در حالى كه مىدانست جايگاه من نسبت به آن مانند محور نسبت به سنگ آسيا است زمانى كه دورانش به پايان رسيد ، ريسمان خلافت را ـ بعد از خود ـ سوى عُمَر انداخت و آنگاه كه عُمَر روزگارش سپرى شد آن را در جماعتى نهاد كه پنداشت من يكى از آنهايم
همانگونه كه بر حسن و حسين ٣ ، ظلم عُمَر ، بر پدر و مادرشان پنهان نبود [و به ياد داشتند كه چگونه] عُمَر بر خانهشان هجوم آورد[٨٦٢] و محسنشان را سقط كرد .[٨٦٣]
سيره على و حسن و حسين ٤ به شدت اين دروغ را پَس مىزند ؛ به ويژه آنگاه كه ، سخن حسين ١ را به دقت بنگريم كه در كودكى به ابوبكر فرمود : «إنْزِل عَن مِنْبَرِ أبي » ؛[٨٦٤] از منبر پدرم فرود آى ! و
سرشتِ علوى ، خوىِ حَسَنى و طبعِ حسينى ، بسى بلندتر از آن است كه مانند اين بگو مگوها ـ كه میان پدر و فرزند روی میدهد و از ديگران بروز مىيابد ـ از آنها شنيده شود .
[٨٦١]. نهج البلاغه ١: ١٣١ ، خطبه شقشقيه (خطبه سوم).
[٨٦٢]. الإمامة والسياسه ١: ١٩.
[٨٦٣]. البدء والتاريخ ٥: ٢٠؛ الفصل: ١٧.
[٨٦٤]. تاريخ مدينه دمشق ٣٠: ٣٠٧؛ شرح نهج البلاغه ٦: ٤٢.