معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٨١
مىسازم و شرافتتان را تباهْ مىسازم ،[٨٥٧] عليه على دو شاهد میآورم كه او دزدى كرده است و دستش را مىبُرم !
عباس نزد على ١ آمد و از آن حضرت خواست كه كار را به او واگذارد ، امام ١ [خواسته عباس را پذيرفت و اين كار را] به او وانهاد .[٨٥٨]
چرا عُمَر میخواست این کار را بکند ؟ چرا با اینکه خلیفه بود ، قصد داشت شاهدان ناحق بیاورد ؟ آیا این ازدواج زورکی انجام شد یا با رضایتِ خاطر صورت گرفت ؟
كوفى در الاستغاثه مىگويد :
براى ما حديث كردند گروهى از مشايخ ثقهمان ـ كه از آنهاست جعفر بن محمد بن مالک كوفى ـ از احمد بن فضل ، از محمد بن ابى عُمَيْر ، از عبدالله بن سِنان ، كه گفت :
از جعفر بن محمد درباره تزويج عُمَر با اُمّ كلثوم پرسيدم ، آن حضرت فرمود : «ذلك فَرْجٌ غُصِبْنا عَلَيه» ؛ ازدواجى بود كه ناچار بدان تن داديم .
اين خبر ، شبيه روايتى است كه مشايخ ما اينگونه نقل كردهاند :
عُمَر عباس را سوى على ـ صلوات الله عليه ـ فرستاد و از او خواست كه اُمّ كلثوم را به همسرىاش درآورد . امام ١ نپذيرفت . هنگامى كه عباس سوى عُمَر بازآمد و او را از خودداری علی از این کار باخبر ساخت ، عُمَر گفت : اى عباس ، آيا علی از تزويج اُمّ كلثوم
[٨٥٧]. بنگريد به دست يازى عمر ـ پيش از آن ـ به كندن ناودان عباس بن عبدالمطلب از كعبه ، در حالی که وی ادعا میکند احترام خویشاوند پیامبر را نگه میدارد. (سير أعلام النبلاء ٢: ٩٦).
[٨٥٨]. النوادر (احمد بن عيسى اشعرى): ١٢٩ ، حديث ٣٣٢؛ الكافى ٥: ٣٤٦ ، حديث ٢.