معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٤٠
مجهول بودن راویانِ آن ، ضعیف میباشد .[٧٦١]
مامقانی در تنقیح المقال مینویسد :
این حدیث دلالت دارد که قدّاح ، اِمامی (شیعه) بود ، لیکن بر مدحی که او را در زمره «حسان» درآورد ، دست نیافتم .[٧٦٢]
ابن داود حلّی در بخش دوم رجالش (که به افراد خدشهدار و ناشناخته ، اختصاص دارد) در شماره ٥٣١ ، مینگارد :
میمون قدّاح (ین ، ق [حخ] ) ملعون است .[٧٦٣]
از این رو ، جایگاه رجالی عبدالله بن میمون از پدرش جداست ، لیکن پیش از ادامه بحث ، باید نکته مهمی را (که شایان وارسی است) روشن سازیم .
بعضی پنداشتهاند که شخصیتِ عبدالله بن میمون و شخصیتِ پدرش (میمون قدّاح) در کتابهای فِرَق و مذاهب ، با آنچه در کتابهای رجالی شیعه هست ، اختلافِ جوهری دارد .
در کتابهای فِرقِ اسلامی مینگریم که عبدالله و پدرش قدّاح ، از دسیسهگران علیه اسلام و از منادیان تفرقه و از رهبران اسماعیلیه و قرامطه است که میان «عراق» و «مغرب» در رفت و آمد بودند تا پایگاههای مخفی را بنیان نهند . آنان اندیشههای ویرانگری را نشر میدادند (مانند این سخنشان که : واجباتی همچون نماز و حج ، رجال و شخصیتهایند) بعضی از منکرات را مباح میدانستند ، حتی محمد بن عبدالکریم شهرستانی ، ادعا میکند که میمون قدّاح ، بنیان گذار دعوت قرامطه است .[٧٦٤]
محمد بن مالک یمانی ، در کشف أسرار الباطنیّة بر این باور است که قدّاح
[٧٦١]. معجم رجال الحدیث ٢٠: ١٢٥ ، رقم ١٢٩٧٨.
[٧٦٢]. تنقیح المقال ٣: ٢٦٥ (چاپ قدیم)؛ نیز بنگرید به ، قاموس الرجال ١٠: ٢٦ ، رقم ٧٩٠٨.
[٧٦٣]. کتاب الرجال: ٢٨٢.
[٧٦٤]. بنگرید به ، اعیان الشیعه ٨: ٨٥.