معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٣٣
اینها پرسشهای فراوانی میباشد و معمایی است که به راستی انسان را حیران میسازد و بر اساس انگارهها و روایات اهل سنت ، نمیتوان آن را حل نمود .
اما اگر مقصود ، قول چهارم باشد ، این دیدگاه یک بحث فقهی است که علمای شیعه و سنی در آن اختلاف دارند . بعضی به تسویه (همردیف قرار دادن جنازهها) گراییدهاند و برخی به نهادن پلکانی آنها قائلاند .
ابن قُدامه از احمد دو روایت را میآورد . یکی از آنها چنین است :
باید سرهای میت را مساوی هم قرار داد . قاضی همین قول را برگزیده است و نظر ابراهیم و اهل مکه و مذهب ابو حنیفه ، همین دیدگاه است ؛ چرا که از ابن عُمَر روایت میکند که وی سرها را مساوی هم قرار داد [٧٥٤]
و کسانی وجود دارند که به «تدرُّج» (پلکانی نهادن مردهها) قائلاند . برای تحقیق مسئله باید به کتابهای اهل سنت و کتابهای اصحاب ما رجوع کرد تا به نظر اهل بیت ٤ در این زمینه پی ببریم و دریابیم که آیا رأی آنها با فقه حاکم در آن زمان همسو میباشد یا مخالفت دارد .
آنچه گذشت ، بيان كوتاهى درباره مقصود عمّار از اين سخن بود كه گفت : «قالوا : إنّها سُنّة» احتمالاتی را که تصور داشت باز گفتیم و بیش از این مطلب را به درازا نمیکشانیم ؛ زیرا برای کسی که خواهان شناخت اجمالی میباشد ، همین مقدار ، کفایت میکند . اكنون به نقد خبر قدّاح درباره ارث اُمّ کلثوم و فرزندش مىپردازيم .
[٧٥٤]. المغنی ٢: ٣٩٥.