معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٢٣
زید از نزد معاویه بیرون آمد . بُسْر بن اَرْطات را دید که بر سکویی از علی بدگویی میکند . بر آن بلندا پا نهاد ، او را گرفت و بر زمین زد و بر وی پرید و دوتا از دندههایش را شکست .[٧٣٤]
پیش از این ، درگیری زید با بُسر در حضور معاویه گذشت ؛ چرا که زید چوبی را بلند کرد و بر بُسر کوفت و سرش را شکست .
معاویه گفت : [ای زید[ به بزرگ قریش و سرآمد شامیان میتازی و او را میزنی ! سپس به بُسر رو کرد و گفت : علی را که جدِّ زید است ناسزا میگویی ، در حالی که وی فرزند فاروق ]عُمَر] نیز هست ! آیا به نظرت او میتواند سرزنش تو را تحمل کند ؟! [٧٣٥]
آیا این درگیری زید با بُسر ، یک بار رخ داد یا بارها پدید آمد ؟
* ابن مَعين در تاريخ خود نام چند نفر از فرزندان زيد بن عُمَر را مىآورد ؛ مانند عبدالرحمن و محمد .
اين گزارشها بر ما روشن مىسازند كه «زيد» (آنگونه که روایات دیگری تصور کردهاند) صغير وكودک نبود ، بلكه مردى به حساب مىآمد و نزد تابعان جايگاهى داشت ، تا آنجا كه او را به همراه ابن عباس (بعد از مُعاذ بن جبل و عبدالله بن مسعود و ابو درداء) از علما میشمردند ؛ چنان كه در خبر طبرانى در «المعجم الكبير» و ابن ابى عاصم در «الآحاد و المثانى» و ديگر منابع آمده است .
اگر چنین است (و بنابر پندار اهل سنت که وی را فرزند کلثوم دختر علی میدانند) چرا وی از جدش علی علیهالسلام و از داییهایش حسن و حسین ٣ و از پدرش عُمَر روایتی را بر زبان نمیآورد ؟!
ابن حَجَر عَسْقلانی ، گویا به این اشکال پی میبرد ، میگوید :
[٧٣٤]. ربیع الأبرار ٥: ٢٦٢؛ التذکرة الحمدونیة ٩: ٣٠٩؛ بنگرید به ، الکامل فی التاریخ ٣: ٣٧٣.
[٧٣٥]. اَنساب الأشراف ٥: ٣٧ (چاپ زکار).