معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣١٩
طور مجاز بر مَرد و بر شيخ (پيرمرد) اطلاق مىشود از باب ویژگیهای که دارد و رخ خواهد داد .
اكنون درباره زيد بن عُمَر مىپرسيم ، آيا وى صغير (نوجوان) از دنيا رفت يا مَردى شد و درگذشت ؟ آیا به دلیل بیماری مُرد یا بدون علت و مرضی درگذشت ؟
اگر قائل به مرگ وى در خُردى شويم ، با آنچه دلالت دارد كه وى مَردى شد و درگذشت ، ناسازگار مىافتد ؛ و اگر بگوييم وى مَردى بود كه از دنيا رفت با آنچه كه مىگويد وى كودک و طفل صغيرى بود كه درگذشت ، تعارض پيدا مىكند .
اگر گفته شود که زید بر اثر بیماری مُرد ،[٧١٩] با این سخن سازگار نمیافتد که دیوار ، روی او و مادرش افتاد یا از سوی افراد ناشناس کتک خورد و سرش شکست ؛ چرا که برای حلِ نزاع بنیعدی ، به میان آنها درآمد .[٧٢٠]
درگذشتِ زید در بزرگسالی
اکنون ، بعضی از سخنانی را میآوریم که میگویند زید ، در بزرگسالی مُرد .
عباراتى كه دلالت دارند زيد مَردِ [بالغ و كاملى] شد و درگذشت ، چنين است :
[٧١٩]. در «الوافی بالوفیات ١٥: ٢٤» آمده است: زید را به منزلش بردند. پیوسته بیمار ماند تا اینکه در حدود سال پنجاه هجری درگذشت. در «العثمانیه: ٢٣٧» میخوانیم: چون خبر مرگ اُمّ کلثوم به زید رسید ، اندوه سختی او را فرا گرفت تا اینکه از دنیا رفت. در «المنمق: ٣١٢» آمده است: عمرو بن جریر بجلی ، بیان میدارد که زید در نماز صبح آسیب دید. مادرش بیرون آمد و میگفت: ای وای ! از نماز صبح چهها که ندیدم ! این شکوهاش بدان خاطر بود که پدرش و شوهرش و پسرش ـ همهشان ـ در نماز صبح به قتل رسیدند.
[٧٢٠]. در «المعارف ١: ١٨٨ ، اثر ابن قتیبه» آمده است: در پیکاری ، سنگی سوی او پرتاب شد؛ انساب الأشراف ٢: ٤١٠.