معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٠٢
انتقال داد .[٦٧٨]
از ابو حنيفه از حَمّاد از ابراهيم روايت شده كه گفت : هنگامى كه عُمَر كشته شد ، اُمّ كلثوم به خانه على انتقال يافت ؛ زيرا وى با عُمَر در دار الإماره به سر مىبرد .[٦٧٩]
از شَعْبى روايت شده كه گفت : هفت شب پس از قتل عُمَر ، على ١ اُمّ كلثوم را به خانهاش برد . اين روايت را سُفيان ثورى در جامع خودش نقل مىكند و مىگويد : زيرا وى در دار الإماره بود .[٦٨٠]
٥ - وكالت در عقد ازدواج و نظر زن را جویا شدن
طَبَرانى در «الأوسط» به سندش از حسن بن حسن بن على روايت كرده است كه عُمَر از على ١ اُمّ كلثوم را خواستگارى كرد . على ١ گفت : وى براى ازدواج كوچک است !
عُمَر گفت : شنيدم رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم مىفرمود : «هر سَبَب و نَسَبى روز قيامت بگسلد مگر سَبَب و نَسَب من» دوست دارم كه با رسول خدا پيوند یابم .
على ، به حسن و حسين گفت : عمويتان را زن دهيد !
[٦٧٨]. اخبار القضاة ٢: ٦٧. در «الناسخ و المنسوخ (اثر نحّاس) ١: ٢٥٠» آمده است: این روایت صحیح است که چون عُمَر به قتل رسید ، علی ، دخترش اُمّ کلثوم را پیش از آنکه عده وفات ، پایان یابد ، به منزل خود آورد.
[٦٧٩]. الآثار (ابى يوسف) ١: ١٤٣ ، حدیث ٦٤٨؛ و بنگريد به ، مُصَنَّف ابن ابى شيبه ٤: ١٥٦ ، حدیث ١٨٨٧٤ (به نقل از حكم)؛ مُصَنَّف عبدالرزاق ٧: ٣٠ ، حدیث ١٢٠٥٧؛ وى اين روايت را به سند ديگرى از معمر از ايّوب يا جز او روايت كرده كه على؛ و مانند اين سخن در «النوادر: ١٨٦» از جعفر از پدرش نقل شده است.
[٦٨٠]. الاُمّ ٧: ١٧٢؛ سنن بيهقى ٧: ٤٣٦ ، حدیث ١٥٢٨٥؛ مصنّف ابن ابى شيبه ٤: ١٥٧ ، حدیث ١٨٨٧٨؛ الإستذکار ٦: ٢١٥؛ التمهید ٢١: ٣٢؛ معرفة السنن والآثار ٦: ٥٥؛ سنن بیهقی ٧: ٤٣٦ ، حدیث ١٥٢٨٥.