معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٧١
در اَنساب الأشراف میخوانیم :
پسر حارث بن هشام عبدالرّحمان بن حارث است که مادرش فاطمه ، دختر ولید بن مغیره میباشد (و گفتهاند مادرش «خالده» دختر ولید بود) به عبدالرّحمان و فاخته (همسرش ، دختر عُتبة بن سهل) شرافتمند قریش خطاب میشد ؛ چرا که پدران هر دو ، جهاد کردند و در شام از پا درآمدند .
این دو صغیر [پدر از دست داده] را آوردند ، عُمَر گفت : این دو را به عقد هم درآورید ، شاید خدا از آن دو ، نسلی را پدید آورد . از این رو ، آن دو ، زن و شوهر شدند .[٦٠٩]
این نقلها ، بدان معناست که عبدالرّحمان بن حارث با دختر خواهرش (اُمّ حکیم) از شوهر اول وی (عُتبة بن سهل) که «فاخته» نام داشت ، در دوره اسلامی ، ازدواج کرد و عُمَر به این ازدواج اقدام نمود و تیولی را به آن دو ارزانی داشت .
و این سخن ، عُمَر را که عهدهدار این ازدواج شد ، محکوم میسازد ؛ زیرا عبدالرّحمان (فرزند حارث) دایی «فاخته» بود و در اسلام ، ازدواج با دختر خواهر ، حرام میباشد .
نیز این کار با فضائلی که درباره عبدالرّحمان بن حارث آوردهاند ، سازگار نمیافتد ؛ اینکه گفتهاند :
عبدالرّحمان ، داماد عثمان بود . با مریم ـ دختر عثمان ـ ازدواج کرد . وی از کسانی است که عثمان به او فرمان داد به همراه زید بن ثابت و سعید بن عاص و عبدالله بن زبیر ، قرآن را بنویسد . در خانه عثمان [هنگام شورش علیه او] در کنارش ماند و زخمی شد و او را به خانهاش بردند . در جنگ جَمَل به همراه عایشه شرکت جُست .[٦١٠]
[٦٠٩]. اَنساب الأشراف ٣: ٣٤٨.
[٦١٠]. اُسُد الغابه ٢: ١٩٠.