معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٧٠
شام آورده شد از نسل سُهَیل بن عَمْرو ، به جز فاخته باقی نماند . از این رو ، عُمَر آن دو را «دو بیپناه»[٦٠٦] نامید و گفت : این دو تنها بر جای مانده را به عقد هم درآورید ، شاید خدا از آن دو ، خیری را نشر دهد .
عبدالرّحمان (فرزند حارث) با فاخته ، ازدواج کرد . عُمَر زمینی را در مدینه به آن دو بخشید و به زندگیشان گشایش داد . گفتند : ای امیر مؤمنان ، عنایتِ زیادی به آنها کردی ! عُمَر گفت : امید است خدا از نسل آن دو ، مردان و زنان فراوانی را نشر دهد .
مادر عبدالرّحمان «فاطمه» دختر ولید بن مغیره است و مادر فاخته «اُمّ حکیم» دختر حارث بن هشام ، نیز «فاطمه» بود . نسل حارث بن هشام ، جز از طریق [این دو[ فرزندش عبدالرّحمان و ]خواهر عبدالرّحمان] اُمّ حکیم ، ادامه نیافت .
اُمّ حکیم ، زنِ عکرمة بن ابوجهل بود . عکرمه ، در جنگ یَرْموک شهید گشت و خالد بن سعید بن عاص ، زنش (اُمّ حکیم) را گرفت . او نیز در جنگ «مَرج الصُّفَّر»[٦٠٧] شهید شد [پس از وی] عُمَر با اُمّ حکیم ازدواج کرد که دختری به نام فاطمه را از عُمَر به دنیا آورد .[٦٠٨]
[٦٠٦]. این واژه ، ترجمه «الشَّریْدَیْن» است.
شَرید ـ در لغت ـ به دو معناست (فراری، باقی مانده چیزی) (تاج العروس ٥ : ٤٤).
در «فرهنگ ابجدی : ٥٢٥» (انتشارات اسلامی، ١٣٧٥ ش) شَرید «آواره» و «دربدر» معنا شده است (م).
[٦٠٧]. نام صحرایی ، در جنوب دمشق که در شش فرسخی آن قرار دارد و در زمان بنیمروان ، جنگ مشهوری در آنجا رخ داد (معجم البلدان ٣: ٤١٣) (م).
[٦٠٨]. نسب قریش: ٩٩.