معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٦٩
در الإستیعاب آمده است :
حارث در روزگار عُمَر ، به همراه مال و زن و فرزندش ، به شام رفت و پیوسته جهاد کرد تا اینکه در جنگ «یَرْموک» در رجب سال پانزده هجری شهید شد . گفتهاند : وی در «طاعون عَمْواس» در سال هفده هجری ، درگذشت ، و گفتهاند : وی در سال پانزده هجری از دنیا رفت .
چون حارث درگذشت ، عُمَر زنش فاطمه ، دختر ولید بن مغیره (خواهر خالد بن ولید) را گرفت . وی ، مادر عبدالرّحمان بن حارث بن هشام است .[٦٠٤]
در اُسد الغابه میخوانیم :
مُصعب زبیری و واقدی ، گفتهاند : هنگامی که پیامبر رحلت فرمود ، عبدالرّحمان ده سال داشت .
پدرش ، حارث بن هشام ، در «طاعون عَمْواس» از دنیا رفت . عُمَر زنش فاطمه (مادر عبدالرّحمان) را گرفت و عبدالرّحمان در خانه عُمَر پرورش یافت و آنگاه که عُمَر نام کسانی را که به اَسامی انبیا بودند ، تغییر داد ، نام او را که ابراهیم بود ، تغییر داد [و عبدالرّحمان ، نام نهاد] .[٦٠٥]
این اشاره ـ در اینجا ـ لازم است که : اُمّ حکیم ، دختر فاطمه (دختر ولید) در زمانِ جاهلیت (پیش از ازدواج با عِکْرِمة بن ابوجهل) با عُتْبَة بن سَهل ، ازدواج نمود و از وی دارای دختری به نام «فاخته» شد . هنگامی که عِکرمه به شام آمد ، این دختر با مادرش اُمّ حکیم ، زندگی میکرد .
در نَسَب قریش آمده است :
تنها پسر به جامانده از حارث بن هشام ، عبدالرّحمان است . وی به همراه فاخته (دختر عتبة بن سهیل بن عَمْرو بن عبدشمس) از
[٦٠٤]. الإستیعاب ١: ٣٠٣.
[٦٠٥]. اُسد الغابه ٢: ١٨٩.