معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٥٦
بارى ، اُمّ جميل هنگام حج با عُمَر بن الخطّاب همراه شد و مُغيره آنجا بود ، عُمَر [به تعريض و كنايه[ از مُغيره پرسيد : آيا اين زن را مىشناسى ؟! مُغِيره ]نيز از باب تعريض به عُمَر و دل مشـغولى زيادِ او به ازدواج با امّ كلثوم و اصرار بر آن] پاسخ داد : آرى ، اين اُمّ كلثوم دختر على است !
عُمَر گفت : براى من خود را به نادانى مىزنى ؟! به خدا سوگند ، گمان نمىكنم ابوبَكْرَه بر تو دروغ بسته باشد . هر وقت تو را میبینم ، میترسم با سنگ آسمانی ، هدف قرار گیرم .
این نقل ، به امور فراوانی رهنمون است . یکی از آنها مكان و تاريخ اين گفتوگوست ـ که در مكه هنگام مراسم حج میباشد ـ و بسا پيش از ازدواج ادّعایی عُمَر با اُمّ كلثوم بود .
[به هر حال] چه اين سـخن مُغيره پيش از ازدواج مذكور باشد و چه بعد از آن ، تعريض (و گوشه زدن) به عُمَر و امام على ١ ـ با هم ـ در آن هست ؛ زيرا در تشبيه امّ كلثوم ـ دختر على ١ ـ به اُمّ جميل فاحشه ، آشكارا ، كاستنِ منزلتِ امام ١ و دخترش هدف است ، هر چند تعريض (و گوشه زدنِ) بيشتر به عُمَر متوجه است ؛ زيرا آن مشاجره ، ميان عُمَر و مُغِيره بود .
هنگامى كه عُمَر به مُغِيره گوشه زد ، وى در پاسخ خواست بگويد : اى عُمَر (در مانند اين امور) تو كم از من ندارى ؛ زيرا پيوسته به اُمّ كلثوم ـ دخـتر عـلى ـ مىانديشیدی با اينكه وى كوچک ونابالغ بود و به منزله نوهات به شمار مىآمد .
پافشارى بیش از حد تو بر ازدواج با اُمّ كلثوم ، همه را در حُسن نيت و اَهدافى كه ادعا مىكردى ، به شک انداخت ؛ زيرا ازدواج با اُمّ کلثوم جز با زور حاصل نمىشد .
اهل بیت میدانند که تو به ایشان اهمیت نمیدهی و آنگونه که خدا امر کرده است ، حرمتِ خویشاوندانِ پیامبر را پاس نمیداری ، سرپوش و ادعای خویشاوندی با پیامبر ، سودت نمیبخشد .