معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٣٦
وظايف ويژه زنان است نه مردان ، و به حسب عُرف پس از موافقت بر تزويج و انجامِ عقد صورت مىگيرد ، نه با نارضايتى و پيش از عقد .
افزون بر اين ، اگر اُمّ كلثوم ـ براساس آنچه ابن حجر میگوید ـ كودكى است که ميل جنسى را برنمیانگیزاند ، آراستن و فرستادن او براى كسى كه در اين حالت به زناشويى او رغبت كند ، معنا ندارد . همين بس كه پس زدن دامنِ كودک ، بىهيچ ترديدى بر انحطاط و پستى طرف مقابل ، دلالت مىكند .
شما را به خدا سوگند ، آيا وجدانتان چنين رفتارى را از پيرمردى ـ كه در ٥٧ سالگى يا ٥٩ سالگى عمرش مىباشد ـ با كودک هفت ساله (كه بالغ نيست) با اين شكل اهانت آميز و تحقير كننده ، مىپذيرد [یعنی برهنه ساختن ساق ، بوسه و در آغوش فشردن ، پیش از عقد ازدواج] به ويژه اگر دريابيم اين مرد همسر بلكه همسرانى دارد[٥٢٤] و به منزله جد (و پدربزرگ) اين كودک به شمار مىرود ؟
زيرا [كنيه[ عُمَر بن خطّاب «اَبو حَفْصَه» است و «حَفْصَه» ]دختر عُمَر] همسر
[٥٢٤]. مانند زينب ـ دختر مظعون جُمَحيّة ـ اُمّ حكيم (دختر حارث بن هشام مخزومى) كه پس از کشته شدنِ خالد بن سعيد بن عاص در واقعه «مرج الصُّفَّر» ـ در سرزمين شام ـ او را به زنى گرفت؛ مادر اُمّ حکیم ، فاطمه (دختر وليد بن مُغِيره) كه پس درگذشت شوهرش به طاعون عَمْواس [نخستين طاعون در سرزمين شام پس از اسلام] به ازدواج عُمَر درآمد؛ جميله ، دختر ثابت اَنصاريه.
عبدالسلام ، محسن آل عيسى در كتابش «دراسة نقدية لمرويات عُمَر ١: ٢٢٣ ـ ٢٤١» نام این چهارده زن را مىآورد كه عمر با آنها ازدواج كرد و نام بعضى از زنانى را كه عُمَر از آنان خواستگارى كرد (و آنها به وی جواب منفی دادند) برمىشمارد.
قُرَیْبَه (دختر ابو اُمَیّه بن مغیره مخزومی)؛ اُمّ کلثوم (دختر جَرْوَل) ، نُهَیَّه (اُمّ ابو شَحْمَه)؛ فُکَیْهَه (اُمّ زینب بن عُمَر)؛ عاتکه (دختر زید ، اُمّ عیاض)؛ اُمّ هُنَیْدَه (که عُمَر در آغاز اسلام او را گرفت)؛ سُبَیْعه اَسلمی (دختر حارث)؛ سعیده (دختر رافع بن عبید ، مادر عبدالله اصغر)؛ دختر حَفْص بن مغیره؛ زن خالد بن ولید (پس از وفات وی).