معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٣٢
در مُصنَّف ابن اَبی شیبه از ابوصالح (خادم اُمّ کلثوم ، دختر علی) روایت شده است که گفت :
در حالی بر اُمّ کلثوم درآمدم که پشت پرده موهایش را شانه میکرد . نشستم تا اجازهام دهد . حسن و حسین آمدند ، نزد اُمّ کلثوم رفتند و گفتند : آیا ابوصالح را چیزی نمیخورانی ؟ اُمّ کلثوم پاسخ داد : چرا . کاسه شوربایی را آوردند .
ابوصالح میگوید ، گفتم : با اینکه جزو امیرانید ، با شوربا از من پذیرایی میکنید ؟!
اُمّ کلثوم ، گـفت : ای ابوصالح ، اگر امیر مؤمنان [عُمَر[ را میدیدی ، چه میگفتی ؟! ]بارِ] تُرَنجی برایش آوردند . حسن یا حسین رفت تا از آن بخورد عُمَر ترنج را از دستش گرفت ، سپس دستور داد آنها را تقسیم کنند و این کار انجام شد . [٥١٨]
قیمتِ تُرَنج نسبت به امام حسن و امام حسین ٣ چه ارزشی دارد ؟
آیا تُرَنج ، صدقه بود که برایشان حرام است یا از مال عُمَر و جزو غذاهای موجود در خانه به شمار میآمد ؟
اگر ترنج صدقه بود ، چرا حسن یا حسین (که از مردان بزرگ و جزو سرانِ مؤمنان بودند) به خوردنِ آن دست یازید (قطعی و یقینی است که آن دو از خواهر فرضیشان اُمّ کلثوم بزرگتر بودند) و اگر تُرَنج از مال عُمَر بود ، چرا بر نوه پیامبر خسّت ورزید ؟
آیا این روایت بر تنگنظری عُمَر و دوریاش از اصول اخلاقی و عُرف عربی (و کرمی که عرب به آن معروف است) دلالت ندارد ؟
آیا انسان با میهمان و برادر خانمش این گونه برخورد میکند ؟
[٥١٨]. مصنّف ابن ابی شیبه ٨: ١٥٧ ، حدیث ٧.