معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٠٨
اُمّ كلثوم ، دختر ابوبكر با تلاشِ عَمْرو بن عاص يا مُغِيرة بن شُعْبَه از ازدواج با عُمَر نجات يافت ـ اگر نجاتِ وى درست باشد ـ با اينكه مىدانيم عایشه از عاقبتِ مخالفت خواهرش با اين ازدواج بيمناک بود ؛ زيرا به امّ كلثوم گفت : «تَرْغَبِين عن أميرالمؤمنين !» ؛ از امير مؤمنان روى مىگردانى !
لیکن در روایت دیگری ـ که نَووی آن را نقل میکند ـ اشاره به این دارد که اُمّ کلثوم (دختر ابوبکر) از دست عُمَر نجات نیافت ، بلکه عُمَر با او ازدواج کرد .
نَووی ، هنگامی که سخن ابوبکر را به عایشه نقل میکند (که گفت : اینان ، دو برادر و دو خواهر تواند . عایشه پرسید : این دو ، دو برادرم ، دو خواهرم کو ؟ ابوبکر گفت : جنینی که در شکم «دختر خارجه» هست ، گمان دارم دختر است ، نه پسر) .
مینویسد :
این قصه ، در باب الهبه کتاب «المهذّب» ذکر شده است و پیش از این ، در «أسماء الرجال ، في النوع الرابع في الأخوه» (نامهای مردان ، در نوع چهارم برادری) بیان شد .
و این دو خواهر ، عبارتاند از : اَسما (دختر ابوبکر) و اُمّ کلثوم ، همو که در شکم مادر بود . پیش از این ، قصه آن روشن گردید . این اُمّ کلثوم ، همان است که عُمَر با وی ازدواج کرد .[٤٦٠]
در توضیح سخن نَووی ، گوییم :
اینکه ابوبکر میگوید : «ذو بطن بنت خارجه ، فإنّي أظنّها جاریه» (جنینی که در شکم دختر خارجه هست ! گمان دارم دخترست) ما را آگاه میسازد که حبیبة (دختر خارجه خَزْرَجی) پیش از مرگ ابوبکر ، به اُمّ کلثوم
[٤٦٠]. تهذیب الأسماء ٢: ٦٣٠ ، رقم ١٢٢٤.