معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٠٤
توجیهی دارد ؟
حالِ اُمّ كلثوم ـ دختر على ـ چگونه خواهد بود آن گاه كه با عُمَر مخالفت كند ؟! با اينكه دريافتيم كسانى چون عَمْرو بن عاص از اصلاح اخلاق عُمَر عاجزند !
آرى ، عَمْرو بن عاص و مُغِيْرَة بن شُعْبَه ، پيوند سياسى عُمَر را با ابوبكر به خدمت گرفتند و از اين رَوْزَن به عقل و انديشه عُمَر نفوذ كردند تا عُمَر را از اين ازدواج دور سازند از بيم آنكه مبادا عُمَر بر اُمّ كلثوم ـ دختر ابوبكر ـ برآشوبد .
مُغِيْرَه به عُمَر گفت :
اى امير مؤمنان تو بر اهل (زن و خانواده) خود تندخويى و اين دختر ، نوجوان است . ممكن است چيزى را بر او نپسندى و او را كتک بزنى ، او شيون مىكند و اين كار تو را اندوهگين مىسازد و عایشه مىرنجد ؛ ابوبكر را به ياد مىآورند و بر او مىگريند و هر روز مصيبت آنها تازه مىشود .[٤٥٦]
سخن عَـمْرو بن عاص ـ پيش از اين ـ آمد كه گفت : «اُمّ كلثوم نوجوان است ، زير سايه مادر مؤمنان در آسايش زيسته و باليده است و تو درشت خويى » و آنگاه كه عُمَر بن خطاب ، با اين سخن عَمْرو را سرزنش كرد كه : «با سخنى كه به عایشه گفتهام چه كنم ؟» عَمْروعاص گفت :
أنا لك بها ، وأدُلُّك على خير منها : أُمّ كلثوم ، بنت عليّ بن أبي طالب ؛
عايشه با من ! به بهتر از دختر ابوبكر راهنمايىات مىكنم : اُمّ كلثوم ، دختر على بن ابى طالب !
سخن عَمْرو بن عاص كه بر زبان مىآورد : «أدُلُّكَ عَلَى خَيْرٍ منها» (تو را به بهتر
[٤٥٦]. در «کنز العمال ١٣: ٦٢٦ ، حدیث ٣٧٥٩٠» و «تاریخ دمشق ٢٥: ٩٦» آمده است: وی دخترکی است که هر روز ، مرگ پدرش را بر تو بانگ میزند [و شیون به پا میدارد].