معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٩٨
را که زنان پدید آوردند ، درمییافت ، آنها را از [رفتن به[ مساجد منع میکرد» نهیی وجود ندارد ، بلکه به جواز خروج زنان سوی مساجد ـ برای نماز ـ در روزگار پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم رهنمون است . آنان بعد از پیامبر ]این سنت را] تغییر دادند .
این سخن عایشه که : «لَو أدْرَک رَسول الله مَا أحدَث النّساء ، لَمَنَعهُنَّ مِنَ المَساجِد» (اگر رسول خدا بدعتی را که زنان پدید آوردند ، درک میکرد ، آنها را از مساجد باز میداشت) استنباط (و فهم) عایشه است . نهی پیامبر از این کار ، ثابت نشده است . عدم ورود نهی از آن حضرت ، جواز خروج آنها را تا زمانِ ما بیان میدارد .
آری ، اهل سنت ـ در اخبار دیگری ـ زدن به باسن عاتکه را به زُبَیر بن عوّام ، نسبت دادهاند .
در الأغانی میخوانیم :
چون عدّه عاتکه پایان یافت ، زُبَیر از وی خواستگاری کرد و آنگاه که عاتکه را (که باسنِ بزرگ و برآمدهای داشت) در اختیار گرفت ، گفت : ای عاتکه ، سوی مسجد بیرون نیا .
عاتکه ، گفت : ای پسر عوّام ، میخواهی به خاطر غیرتت ، جای نمازی را وانهم که در آن ، با پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و ابوبکر و عُمَر ، نماز گزاردم ؟
زُبَیر ، گفت : بازت نمیدارم (این سخن را در «سقیفه بنی ساعده» به عاتکه گفت) چون ندا برای نماز صبح را شنید ، وضو گرفت و بیرون آمد . وقتی عاتکه بر وی گذشت ، با دست به باسنِ عاتکه زد .
عاتکه ، گفت : «این چه کاری بود که کردی ؟ دستت بُریده باد !» و بازگشت . چون زبیر از مسجد بازآمد ، پرسید : ای عاتکه ، تو را در جای نمازت ندیدم !
عاتکه ، گفت : ای ابو عبدالله ، رحمت خدا بر تو باد ! مردم فاسدند . اکنون