معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٩٦
وفا نکردن به شرط عاتکه
دردناکتر از همه اینها این است که عُمَر شرط عاتکه را برای خروج از منزل به مسجد ـ هنگام ازدواج با وی ـ پذیرفت ، لیکن به سرعت بر عاتکه ترسید و کاری را نجام داد که هر انسان باحیا و باشرفی از نام بردنِ آن شرم دارد .
در التمهید شرط عاتکه و سخن وی آمده است :
عاتکه گفت : بر عُمَر شرط میکنم که مرا کتک نزند و از حق بازم ندارد و از خواندن نماز عشا در مسجد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم مرا منع نکند .[٤٤١]
عُمَر شرط عاتکه را پذیرفت ؛ زیرا «عاشق و دل باختهاش بود و [در آغاز[ او را از خروج برای نماز منع نمیکرد ]با اینکه[ خوش نداشت عاتکه از خانه بیرون آید . شبی در تاریکی ، در راه عاتکه ]به کمین[ نشست . چون عاتکه ]از کنار وی] گذشت ، دستـش را به باسن عاتکه زد . عاتکه به منزلش بازآمد و پس از آن ، بیرون نیامد» .[٤٤٢]
نمیدانم آیا دوستدارانِ عُمَر ، این کار را از سوی او جایز میشمارند ، هر چند عاتکه زنش باشد ؟ یا بر این باورند که این عمل ، شرمآور است و نقصی در رفتار و اخلاق عُمَر میباشد .
چگونه آنان چنین اموری را درباره عُمَر بر زبان میآورند ؟ آیا زدن بر باسن زن و نشستن غافلگیرانه در راه و ترساندنِ همسر ، با آنچه درباره اخلاق عُمَر گفتهاند و به موافقت وحی با خلقوخوی او ، قائلاند ، سازگار است ؟!
آیا این رفتار ، با سخن ابن قیّم جوزی همخوانی دارد که میگوید : عُمَر چیزی را بر زبان میآوَرْد و به آن اشاره میکرد [در پی آن ، آیات[ قرآن در موافقت ]با خواست] او نازل میشد .[٤٤٣]
چگونه این رفتار با این حدیث هماهنگی دارد که در صحیح بخاری و صحیح
[٤٤١]. التمهید ٢٣: ٤٠٥ ـ ٤٠٦.
[٤٤٢]. البدایة و النهایة ٦: ٣٥٣.
[٤٤٣]. مفتاح دار السعادة ٢: ٥٧٥.