معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٩٥
زن بیوه به نکاح درنمیآید مگر پس از درخواست امر از وی ، و دوشیزه به عقد درنمیآید مگر پس از آنکه از وی اجازه گرفته شود
بر پدر واجب است که هر گاه دختر نُه ساله و بیشتر از آن شد ، از وی اجازه گیرد و همچنین اولیای دختر نباید او را بدونِ اجازهاش شوهر دهند . این کار ، بر همگان واجب است . هر که بدون اذنِ زن ، او را به عقد شخصی درآورد ، این ازدواج ، صحیح نمیباشد ؛ زیرا شرط نکاح ، رضایت [دو طرف ازدواج[ زن و مرد است . هرگاه شخصی ، وی را بدون رضایتش شوهر دهد و با تهدید شدید یا کتک زدن ]از مخالفت] بازش دارد ، این ازدواج ، صحیح نیست .[٤٣٩]
این سخن ، فتوای بنباز و دیگری علمای اهل سنت است و این فتوا ، بر خلاف کاری است که عُمَر انجام داد ؛ زیرا به ولیِ عاتکه گفت : مرا به عاتکه پیشنهاد کن . ولی ، عُمَر را نام برد ، عاتکه بر عُمَر نیز دست ردّ زد . عُمَر گفت : او را به عقدم درآور . ولی ، عاتکه را به عُمَر تزویج کرد[٤٤٠] و این بدان معناست که عُمَر پس از عقد ولـیِ عاتکه و بـدون رضایت وی ، بر او درآمد و همبستر شد .
این امر ، همان مشکل خوشگلی عاتکه بود که زیباییاش دل هر کس را ـ که او را میدید ـ میربود ، از شوهرش عبدالله بن ابوبکر گرفته تا عُمَر که پس از مرگ شوهرش او را در خانه حَفْصه دید و به شخصی که در سالمندی ـ در حالی که عاتکه پیرهزنی بود ـ عاشقش شد .
[٤٣٩]. مجمع فتوای ابنباز ٢٠: ٤١٤ ـ ٤١٥ ، س ١٧٦.
[٤٤٠]. طبقات ابن سعد ٨: ٢٦٥؛ کنز العمال ١٣: ٢٧٢ ، حدیث ٣٧٦٠٧.