معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٨٦
آری ، آنان هنگامی که این واقعه را ذکر میکنند (برای توجیه عملکرد عُمَر) میکوشند کسان دیگری را هم (مانند : امام علی ١ ، طلحه ، زبیر) در این راستا ، گرد آورند .[٤٢٢]
٣ - گروهی از قریشیان
در اُسد الغابة به نقل از حسن بصری آمده است :
عُمَر بن خطّاب ـ در مدینه ـ از گروهی از قريشيان تقاضاى ازدواج نمود ، او را رد كردند ؛ و مـغِيرة بن شعبه از آنان خواستگـارى كـرد ، او را زن دادند .[٤٢٣]
* * *
همـه كسانى كه تقاضـاى ازدواج عُمَر را نپذيرفتند ، علتش را چنين آوردند كه : عُمَر در زندگى خشن است با تندخويى و تُرُشرويى به خانه آمد و شد دارد و با نگرش جاهليت زنان را مىنگرد و با آنان چنان رفتار مىكند كه گويا بَرْدَهاند .
اكنون نمونههايى را مىآوريم كه صحت گفتار قرشىيان را ـ كه عُمَر از آنها زن خواست و آنان تقاضایش را رد كردند ـ اثبات مىكند :
ابن ماجَه قزوينى از اَشعث بن قَيس روايت مىكند كه گفت :
شبى مهمان عُمَر شدم . در دل شب ، عُمَر برخاست و زنش را كتک زد ! من ميان آن دو قرار گرفتم [و مانع زدنش شدم] چون به بسترش بازگشت ، برايم گفت : اى اَشْعَث ، چيزى را كه از رسولِ خدا شنيدم از من به يادْ دار ! مرد درباره زنش بازخواست
[٤٢٢]. بنگرید به ، اَنساب الأشراف ٩: ٣٦٧.
[٤٢٣]. اُسُد الغابة ٤: ٦٤.