معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٦٤
گرانبارتر از این مطلب ، این است که عُمَر فرزندانش را برای آمیزش جنسی با کنیزان ، دعوت میکرد .
در تاریخ دمشق آمده است :
عُمَر ، فرزندانش را صدا زد و آنها را گرد آورد . سپس گفت : آیا در میانِ شما کسی هست که نیاز به زن داشته باشد تا او را همسر دهم ؟ اگر پدرتان توانِ نُعُوظ داشت ، هیچ یک از شما او را [در آمیزش] با این کنیز (و در نقلی است که با این زن) پیشی نمیگرفت .[٣٦٣]
کدام خبر را میتوانیم برگیریم ؟! خبر اول را [درست بدانیم] یا خبر دوم را ؟!
اگر خدا به کنیزان اجازه داد که سرشان را هنگام نماز نپوشانند ، آیا برای عُمَر جایز است که موها و سینههای آنها را به عنوان یک امر واجب ، در هر مکان و زمان بنمایاند تا هرزهها در آنها طمع کنند ؟!
آیا حاکم اسلامی ـ در هر زمانی ـ نباید از آنچه فتنه برانگیز است ، جلوگیری کند ؟!
این سخن اَنس چه معنایی دارد که میگوید : «کنیزان با سینههای لرزان ، در مجلس عُمَر خدمت میکردند» ؟!
عبدالملک در الواضحة میگوید :
در مدینه کنیزی را ـ هر چند زیبا ـ ندیدم از خانه بیرون آید مگر اینکه سر [و صورتش] با گیسوان بافته یا موهای انباشته ، نمایان بود . بر سرش ، روسری نمیانداخت تا شناخته شود که کنیز است و با زن آزاد اشتباه نگردد .
لیکن امروزه ، این کار شایسته نیست ؛ زیرا فساد در بیشتر مردم ، عمومیت دارد . اگر اکنون ، کنیز زیبایی با سر برهنه در کوچهها و
[٣٦٣]. تاریخ دمشق ٧٠: ٢٥٣؛ صفة الصفوة ٢: ٢٠٤؛ احکام النساء (ابن جوزی): ٤٤٣.