معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٥
در بينش جاهلى ، زنان ، عروسکهايىاند كه مىبايست به خدمتِ مردان درآيند و كام آنها را برآورند و در اوقاتِ فراغت ، مايه سرگرمىشان باشند .
در أنساب الأشراف آمده است كه زنى مىخواست درباره چيزى با عُمَر سخن بگويد ، عُمَر او را از خود راند و گفت :
إنّما أنتُنَّ لُعَبٌ ! فأقبِلي عَلَى مَغْزلك ، ولا تَعْرِضي فيما لَيْس مِنْ شَأْنك ؛[٣]
شما زنـان لُعبـتگانى بيش نيسـتيد ! برو پشم و نَخَت را بِريس [تو را چه به اين كارها] به آنچه شأن تو نيست مپرداز .
و به نقل از امّ كلثوم ـ دختر ابو بكر ـ آمده است كه در وصف عُمَر گفت :
إنّه شديدٌ عَلَى النساء ؛[٤]
عُمَر با زنان تندخو (و سختگیر) است .
و آنگاه كه عُمر ، «عاتكه» ـ دختر زيد بن عَمْرو بن نُفَـيـل ـ را به زور از ولىّ او گرفت و با عقدِ ولى ، عاتكه همسر عُمَر شد ، براى همآغوشى با عاتكه بروى درآمد ، عاتكه او را تن نداد ، عُمَر با وى درآويخت تا آنكه به زور با او آميزش كرد .[٥]
اين در حالى است كه پيامبر گرامى اسلام ٠ مىفرمايد :
ما أكْرَمَ النِّساءَ إلاّ كريمٌ وما أَهانَهُنَّ إلاّ لَئيم ؛[٦]
جز انسان كريم (و با شخصيّت) زن را گرامى نمىدارد ، و جز شخص پست (و دون مايه) به او اهانت نمىكند .
[٣]. اَنساب الأشراف: ١٨٩.
[٤]. نگاه كنيد به ، تاريخ طبرى ٣: ٢٥٧؛ شرح نهج البلاغه ١٢: ٢٢٢.
[٥]. نگاه كنيد به ، طبقات ابن سعد ٨: ٢٠٩ (و در چاپ دیگر ، ص ٢٦٥) و به نقل از آن در كنز العُمّال ١٣: ٦٣٣ (و در چاپ دیگر ، ص ٢٧٢).
[٦]. تاريخ مدينه دمشق ١٣: ٣١٣؛ جامع الصغير ١: ٦٣٢ ، حديث ٤١٠٢؛ كنز العمّال ١٦: ٣٧١ ، حديث ٤٤٩٤٣.