معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٤٣
شگفتا ! آيا با صحابى پيامبر بودن خلافت به چنگ مىآيد و با صحابى و خويشاوندى با آن حضرت اين كار شدنى نيست ؟!
ـ اگر [مىگويى كه] به شورا امور مردم را به دست گرفتى ، اين چگونه شورايى است كه مشورت شوندگان غايباند ؟
ـ و اگر به خويشى با پيامبر در برابر مخالفان احتجاج مىكنى ، جز تو [ديگر كسان] به پيامبر اَولى و نزديكترند .
چگونه عُمَر ، ادعای رسیدن به خویشاوندی با پیامبر را داشت با اینکه اگر روایتِ زیر را درست بدانیم در عبایی (که از اموال مسلمانان نزدش ماند) صحابی زن را بر «قربی» (خویشاوند پیامبر) مقدم میدارد ؟!
بخاری از ابن شهاب ، روایت میکند که ثَعْلَبة بن ابی مالک ، گفت :
عُمَر عباهای پشمی (یا عباهایی از پوست خز) را میان گروهی از زنان مدینه تقسیم کرد . یک عبای خوب باقی ماند . یکی از کسانی که نزد عُمَر بود ، گفت : ای امیر مؤمنان ، این عبا را به دختر رسول خدا ـ که زنِ توست ـ بده (مقصود ، اُمّ کلثوم ، دختر علی بود) .
عُمَر گفت : اُمّ سَلیط ، از وی سزامندتر است (اُمّ سلیط ، از زنان انصار و از کسانی بود که با رسول خدا بیعت کرد)
عُمَر گفت : در روز جنگ اُحُد ، اُمّ سلیط برای ما مشکهای آب را میدوخت [٣٠٠].[٣٠١]
[٣٠٠]. صحیح بخاری ٣: ١٠٥٦ ، حدیث ٢٧٢٥ (و جلد ٤ ، ص ١٤٩٤ ، حدیث ٣٨٤٣)؛ الجمع بین الصحیحین ١: ١٣٥ ، حدیث ٦٥؛ حلیة الأولیاء ٢: ٦٣ ، حدیث ٤٢؛ کـشف المشکل ١: ١٢١ ، حدیث ٦١؛ صفة الصفوة ٢: ٦٤ ، حدیث ١٤٦.
[٣٠١]. متن عربی این عبارت چنین است: «فإنّها كانَتْ تَزْفِرُ لَنا القِرَبَ يَوْمَ أُحُد. قال أبو عبدالله: تَزْفِرُ: تَخيط».
ابن حَجَر در «فتح الباری ٦ : ٥٩» مینگارد: « وإنّما الزَّفْر: الـحَمْل، وهو بوزنه ومعناه؛ قال الخليل: زَفَرَ بالحَمْل زَفْراً: نَهَضَ به؛ والزَّفْرُ أيضاً القِرْبَة نفسها، وقيل إذا كانت مَملوءة ماء؛ ويقال للإماء إذا حَمَلْنَ القِرَبَ: زَوافر؛ والزَّفْرُ أيضاً: البَحْر الفيَّاض؛ وقيل الزَّافر، الذي يُعين في حَمْل القِرْبَة عن يونس، قال: تَزْفِرُ: تحمل؛ وقال أبو صلاح (كاتب الليث): تَزْفِرُ: تَخْرِزَ.
قلتُ: فلعلَّ هذا مُستندُ البخاري في تفسيره»؛ زَفر (در وزن و معنا) حمل است. خلیل میگوید: «زَفَرَ بالحَمْلِ زَفْراً» یعنی به سختی بار را برداشت. زِفْر به معنای خود «مشک» نیز هست و گفتهاند: مشک پر از آب را «زِفْر» نامند. به کنیزانی که مشک را بر دوش میکشند «زوافر» گویند. همچنین زفر به معنای رود پر آب آمده است، و گفتهاند: زافر، کسی است که در حمل مشک کمک میکند. از یونس روایت است که گفت: تزفر، یعنی حمل میکند.
ابو صالح (کاتب لیث) میگوید: تَزْفُرُ [و تَزْفِرُ[ یعنی ]چرم را] سوراخ کرده و دوخت.
میگویم: شاید مستند بخاری در تفسیر این واژه، همین سخن باشد (م).