معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٤٠
گفت و با خشم فرمود : اى مردم ، نَسَب مرا بازگوييد ! آنان پاسخ دادند : تو رسول خدايى و محمد بن عبدالله .
پيامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : آرى ، منم محمد بن عبدالله و منم رسول خدا ، چرا گروهى منزلت خاندانم را فرو مىكاهند ؟ به خدا سوگند ، اصیلترین خاندان را دارم که از بهترین منزلتها برخوردارند .[٢٩٦]
اكنون نمونه ديگرى را مىآوريم تا از ميزان اعتقاد عُمَر به منزلت خويشاوندان و احترام او به آنها بيشتر آگاه شويم . اين مورد ، ماجراى رفتار عُمَر با صفيّه ، عمه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم ـ در مدينه منوره ـ است در زمانى كه اسلام موفقيتهاى بزرگى به دست آورد و استحكام يافت و مفاهيم (و ارزشهاى) اسلامى ـ از جمله وجوب مودّت خويشاوندان پيامبر ـ پايدار شدند [و باوجود اين ، عُمَر به آن اعتنا نكرد] .
هَيْثَمى از ابن عباس روايت مىكند كه گفت :
فرزندى از صَفيّه ـ عمه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم ـ درگذشت . او بر وى مىگريست و فرياد برمىآورد . پيامبر نزدش آمد و به او گفت : اى عمه ، چرا گريه مىكنى ؟ پاسخ داد : پسرم از دنيا رفت .
پيامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : اى عمه ، هركس در اسلام فرزندش بميرد و بر مرگ او خويشتندار باشد ، خداوند خانهاى در بهشت برايش مىسازد .
با اين سخن ، صفيه آرام شد . آن گاه از نزد رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم بيرون آمد و در راه با عُمَر مواجه شد ، عُمَر گفت : اى صفيّه ، فريادت را شنيدم ! خويشاوندىات نسبت به رسول خدا به دردت نمىخورد !
در اين هنگام ، صفيه [دوباره] به گريه افتاد ، پيامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم كه او را احترام مىكرد و دوستش مىداشت گريهاش را شنيد و فرمود : اى عمه ، آيا باز هم میگریی با اينكه آنچه را برايت گفتم شنفتی ؟!
[٢٩٦]. مجمع الزوائد ٨: ٢١٦؛ ينابيع المودّه ٢: ٣٤٨ ، باب ٥٧ ، حدیث ١١.