معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٣٧
او نماز گزارد .
بلکه این امر ، به زن دیگر عُمَر مربوط میشود ، نه این اُمّ کلثوم [که دختر فاطمه بود] .
اگر این زن ، اُمّ کلثوم (دختر فاطمه) بود و عبدالله بن عُمَر بدان خاطر بر جنازهها نماز گزارد که جنازه برادرش زید و زنِ پدرش «اُمّ کلثوم» بود ، اَوْلی این بود که امام حسن یا امام حسین ٣ بر وی نماز گزارند ؛ زیرا خواهر فرضیشان به شمار میرفت و امام حسن یا امام حسین ٣ برادرش بودند و هاشمی (سید) دانسته میشدند و [در نماز هاشمی بر غیر هاشمی مقدم است و بر اساس سخن پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم آن دو] سرور جوانانِ بهشتیاند .
وجود اُمّ کلثوم در واقعه کربلا و خطبه آن بانو و سخنِ تندی که با شمر (و غیر او) بر زبان راند ـ همه ـ ناسازگارند با اینکه وی زنِ فرضی عُمَر بود و در دوران معاویه درگذشت .
همین امر ، ما را برمیانگیزد که به شکل استقرائی و فراگیر در متونی که درباره اُمّ کلثوم و عُمَر در تاریخ و حدیث نقل شدهاند (بیش از آنچه گذشت) مناقشه کنیم[٢٩٠] و از تقدسِ سَلَف (بدون دلیل شرعی) دوری گزینیم ؛ به ویژه هنگامی که میبینیم این امر ، به ماجراهای حَسَب و نَسَب و ازدواج و پیوند برادری میان عُمَر و علی و خواستگاری عُمَر از زنان و نگرش وی به آنان ، ارتباط مییابد .
باید این امور را وارسی کنیم تا دریابیم آیا این نقلها با روحیه زنان و آرزوهایی که از همسرانشان دارند ، همخوانی دارد یا نه ؟
مهمتر از این ، آیا سخنان و ادعاهای عُمَر درباره این ازدواج ، با کارهای دیگرش تطابق دارد یا نه ؟
[٢٩٠]. هر چند اکنون ، مجال آن فراهم نیست.