معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٣٣
رهسپار شدن اُمّ کلثوم به همراه امام حسین ١ از مدینه
دِیْنَوَری ، در الأخبار الطِّوال جریانی را که میان امام حسین ١ و مروان بن حکم روی داد نقل میکند ، سپس بیرون آمدن آن حضرت را از مدینه به مکه میآورد و بیان میدارد که در این سفر ، دو خواهرش (اُمّ کلثوم و زینب) و فرزندانِ برادرش حسن ، و برادرانش (ابوبکر ، جعفر و عباس) و همه کسانی از اهل بیت او که در مدینه بودند ، همراهش شدند به جز برادرش محمد بن حنفیّه[٢٧٧] که در مدینه ماند
امام حسین ١ خانوادهاش را نسبت به امام سجاد ١ سفارش کرد ، فرمود :
ای زینب ، ای اُمّ کلثوم ، ای سُکَیْنَه ، ای رُقَیَّه ، سخنم را بشنوید و بدانید که این پسرم [امام سجاد ١] جانشینم بر شماست و امامی است که طاعتش واجب میباشد .[٢٧٨]
شیخ مفید در الإرشاد از امام سجاد علیه السلام نقل میکند که چون شنید حسین ١ در شب دهم محرم ، با خود این اشعار را زمزمه میکند : «یا دَهْرُ اُفٍّ لک مِنْ خَلیلٍ » (ای روزگار ، نیستی بر دوستی پایدار) دریافت که اَجل پدرش نزدیک شده است و به گریه افتاد .[٢٧٩]
در الفتوح (اثر ابن اعثم) میخوانیم :
چون زینب و اُمّ کلثوم ، شنیدند امام حسین ، اَبیات پیشین را میخوانَد ، زینب به برادرش حسین ، گفت : ای برادر ، این [گونه زمزمه] سخن کسی است که به کشته شدن یقین دارد . حسین ، فرمود : آری ، خواهرم . زینب ، داد زد : وای ، بیبرادر شدم ! و زنان گریستند .
[٢٧٧]. بنگرید به ، الأخبار الطوال: ٢٢٨.
[٢٧٨]. الدمعة الساکبة ٤: ٣٥١.
[٢٧٩]. بنگرید به ، الإرشاد ٢: ٩٣.