معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٢٢
و شکوه میکند که امیرالمؤمنین ١ در سیاهی شب ، آن بانو و حسن و حسین و زینب و اُمّ کلثوم را به خانههای مهاجران و انصار میبُرد تا [عهد] خدا و پیامبر را به یادشان آورد [٢٥٧]
این حدیث ، رهنمون است به اینکه «اُمّ کلثوم» در حادثه سقیفه ، حاضر بود . امام صادق ١ نام آن بانو را به همراه نام خواهرش زینب ٢ از زبان زهرا ٢ هنگام نقل کلامِ امیرالمؤمنین ١ میآورد که از ماجراهای پس از رجعت ائمه ٤ خبر میدهد .[٢٥٨]
ذکر اُمّ کلثوم در این روایتها ، در شمار افراد بالغی که رویدادها را درک میکردند ، بدان معناست که وی هنگامی که عُمَر او را خواستگاری کرد ، خردسال (نابالغ) نبود ؛ چرا که در عهد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به دنیا آمد و به همراه پدرش علی علیهالسلام و مادرش زهرا [در رهسپار شدن سوی خانههای مهاجران و انصار] وجود داشت .
از این رو ، چگونه امام علی علیهالسلام فرمود : وی ، خردسال است ؟!
آیا امام علی علیهالسلام هنگامی که [در پاسخ عُمَر] گفت «وی ، نابالغ است» سخن دروغ بر زبان آورد ؟ (از این سخن به خدا پناه میبریم) یا امام ١ به این سخن ، دختر دیگری را ـ که از آن حضرت بود ـ قصد کرد ؟ یا مقصود امام ١ تفاوت سنی او با عُمَر است ؟
شگفت اینجاست که از بعضی روایات شیعه به دست آید که اُمّ کلثوم از حسن و حسین ٣ بزرگتر بود ؛ زیرا فاطمه علیها السلام دست اُمّ کلثوم را گرفت و حسن را به شانه راست و حسین را به شانه چپ ، برداشت .
این سخن ، در یک داستان ساختگی آمده است که بر امیرالمؤمنین ١
[٢٥٧]. بحار الأنوار ٥٣: ١٩.
[٢٥٨]. الهدایة الکبری: ١٦٣؛ ارشاد القلوب ١: ١٢٩.