معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٢١
واقعه کربلا ، حضور بارز و عَلَنی ندارند و برای دشمنان شناخت ویژگیهای ظاهری آنان فراهم نیامد . شکوه بیت علوی آنان را در سراپردههای عفت نگه میداشت و از نگاه مردان اجنبی به دور بودند .
از این رو ـ به راستی ـ طبیعی است که راوی ، میان آنها تمیز ندهد و به طور مشخص و دقیق ، آنها را نشناسد و در نتیجه ، قول این یکی را به آن یکی نسبت دهد (و به عکس) .
بنابراین ، این دو ، دو شخصاند (نه یک نفر) همان گونه که زینب ٢ در واقعه کربلا خطبههایی دارد ، اُمّ کلثوم نیز در شب و روز عاشورا ، و هنگام وداع امام حسین ١ و هنگام بازگشتِ اسب بیصاحب امام حسین ١ به خیمهها (و دیگر جاها) سخنان و مواضعی دارد و همه آنها در کتابهای مقتل آمدهاند .
و همین ، سیمایی از اُمّ کلثوم و زنده بودن او را تا آن زمان ، به دست میدهد و بدین معناست که وی در زمان معاویه ، از دنیا نرفت .
اینکه کسانی مرگ وی را در زمان معاویه پنداشتهاند ، درست نمیباشد . روشن خواهیم ساخت که این زن ، شخص دیگری است .
اُمّ کلثوم بعد از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم
مجلسی ٥ از یکی از کتابها اصحاب ما ، خبر مُفَضَّل بن عُمَر را از امام صادق ١ میآورد (این روایت در الهدایة الکبرى نیز وجود دارد) امام ١ میفرماید :
ای مفضّل ، ما پیش جدّمان ، رسول خدا ، از بلاهایی که بعد از آن حضرت ، از جانب امت بر ما فرود آمد ، شکوه میکنیم
فاطمه شکوه میکند که ابوبکر و عُمَر ، فدک را از او گرفتند ، عُمَر به او دشنام داد و هیزم فراوانی بر [اطراف] خانهاش گرد آورد تا امیرالمؤمنین ، فاطمه ، حسن و حسین ، زینب و رقیّه و اُمّ کلثوم ، و فضّه را بسوزاند و بر در خانه ، آتش را شعلهور ساخت