معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١١٤
از ابو عینا نقل شده است که دید مأمون عباسی ، با خشم میگفت :
مُتْعَتان کانَتا عَلَی عَهْدَ رَسُول الله وَأَنا أَنْهی عنهما ! وَمَن أَنْتَ یا جُعَل حَتّی تَنْهی عَمّا فَعَلَهُ رسولُ الله وأبوبکر ؟! [٢٤١]
[مردک میگوید :[ دو متعه در عهد رسول خدا ]رایج[ بود و من از آن دو ، نهی میکنم ! ای سوسک ]سیاه] تو کهای که از آنچه پیامبر و ابوبکر انجام میداد ، بازداری ؟!
در بعضی از متون ، جمله «وَمَن أَنْتَ یا جُعَل» (تو کهای ای سوسک) را به عبارتِ «وَمَن أنتَ یا أحْوَل» (تو کهای ای کَلاژ) جایگزین کردهاند ؛ زیرا در نقلهای دیگری ، این عبارت ، نزد آنان ثابت است .[٢٤٢]
طَبَرانی از زید بن اَسْلَم ، از عامر بن عبدالله بن زبیر ، روایت کرده است که عُمَر هرگاه به خشم میآمد ، سبیلش را میتاباند و [در آن] میدمید .[٢٤٣] وی سبیل پرپشتی داشت ، کنارههای آن بُور بود .[٢٤٤]
و دیگر ویژگیها و شمایلی که مورد پسند زنان نمیافتد و از چنین تیپهایی خوششان نمیآید .
[٢٤١]. تاریخ ابی الفداء ١: ٣٥٣؛ وفیات الأعیان ٦: ١٥٠؛ مرآة الجنان ٢: ١٣٧؛ الشعور بالعور (صفدی): ٢٣٩.
نیز بنگرید به ، الفصول المختاره: ١٥٨ ـ ١٦٢ (ادعاهای ابن اکثم ، مناظره شیخ مفید با یکی از شیوخ اسماعیلی) و همچنین آنچه را در کتاب «التسمیات: ٢٢٦» (اثر نگارنده) آوردهایم.
[٢٤٢]. بنگرید به ، تاریخ بغداد ١٤: ١٩٩؛ تاریخ دمشق ٦٤: ٧١؛ تهذیب الکمال ٣١: ٢١٤؛ المنتظم ١١: ٣١٥؛ طبقات الحنابله ١: ٣١٤.
[٢٤٣]. المعجم الکبیر ١: ٦٦ ، حدیث ٥٤؛ در «تاریخ المدینه ٣: ٨٣٩» آمده است: گروهی از بنیثعلبه درباره [اجازه استفاده از] زمینشان ، پیش عُمَر آمدند. وی به تاباندنِ سبیلش پرداخت. عُمَر هرگاه در مسئلهای فرو میرفت ، این کار را انجام میداد.
[٢٤٤]. الإستیعاب ٣: ٢٣٦ ، حدیث ١٨٩٩؛ تهذیب الکمال ٢١: ٣٢٣؛ الجواهر الثمین: ٤٣؛ تاریخ دمشق ٤٤: ١٧.