معمای یک ازدواج - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١١٣
این حکایت ، اشاره دارد به اینکه زنان ، از مردان کچل خوششان نمیآید .
گاه مرد ، امتیازی دارد که بر نقص و عیبی که در او هست ، میچربد و به خاطر آن امتیاز ، زن ، او را میپسندد و از این رهگذر ، میخواهد بدان شرف عالی برسد ، لیکن در ازدواج عُمَر با اُمّ کلثوم ، تحقق این امر را نمینگریم ؛ زیرا اُمّ کلثوم در سن (جوانی) و شرف خانوادگی بر عُمَر برتری داشت و در مقابل ، تندخویی و سالمندی و درشتی عُمَر را ـ به ویژه با زنان ـ شاهدیم و افزون بر این ، عُمَر ، طاس و چپچشم بود و آشکارا بیان کرد که امید دارد با این ازدواج شرافت به دست آورد و با پیامبر خویشاوند شود ، نه اینکه اُمّ کلثوم ـ با این ازدواج ـ بر شرف خویش بیفزاید .
اینها ـ همه ـ نقطه ضعفهایی است که او را از ازدواج با اُمّ کلثوم ، دور میساخت .
در الفائق و الطیوریات از ابو عُمَر بن علا ، نقل شده است که گفت : عُمَر ، کچل بود ، از موی سرش جز کنارهای باقی نماند که مانند لبهای پیرامون سرش وجود داشت .[٢٣٨]
از زِرِّ بن حُبَیْش ، نقل شده است که گفت : اهل مدینه ، برای حضور در اجتماعی بیرون آمدند . ناگهان مرد طاسِ «اَعْسَر أَیْسَر»[٢٣٩] را دیدم که یک ذراع از دیگران بلندتر بود (و بر مردم اشراف داشت) پرسیدم : این شخص کیست ؟ گفتند : عُمَر بن خطّاب .[٢٤٠]
[٢٣٨]. الطیوریات ٣: ١٢٧٥؛ الفائق في غریب الحدیث ١: ٢٥٩.
[٢٣٩]. در «تاج العروس ٧: ٦٣٥» آمده است: ضبط درست این واژه «اَعْسَر یَسَر» میباشد و درباره مردی به کار میرود که با هر دو دست کار کند.
شاید مقصود در اینجا ، نگاه به چپ و راست باشد ، بدین معنا که چپ و راست جمعیت را میپایید (م).
[٢٤٠]. المعجم الکبیر ١: ٦٥ ، حدیث ٥١؛ مجمع الزوائد ٤: ٣٤.