یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٠ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٨٩
مشخصی، طبیعتاً به عقیدهای گرایش مییابد که با آن بیش و کم سازگار است و یا لااقل هنگام درک و اخذ آن، آن را با شخصیت خویش سازگار میسازد و با ویژگیهای خود انطباق میدهد ... از سوی دیگر مذهب به عنوان آمیختهای از عقیده، احساس، خود زاینده فرهنگ است و چون در عین حال دارای رسالت و عامل حرکت است، در مسیر تاریخ اثر میگذارد، عامل ایجاد یا تغییر تمدن میشود و یک سلسله نهضتهایی را در علوم و فلسفه و ادبیات و هنر و شیوه زندگی و اخلاق و رفتار جمعی موجب میشود و این عوامل آثار عمیق و انکارناپذیری در آنچه «شخصیت» و «روح جمعی» یک ملت مینامیم بجا میگذارد که بر حسب آنکه کدام یک از ایندو (شخصیت تاریخی یا عقیده مذهبی) قویتر باشد، درجه این تأثیر متفاوت است.
ص ٣٥:
اسلام در قرن اول یک دعوت بود، یک ایدئولوژی خالص.
پس از برخورد با مذاهب مسیحیت و زرتشتی و مانوی و مزدکی و فلسفههای یونانی و اسکندرانی و فرهنگهای ریشهدار ایرانی و عرفان شرقی ... و پس از عناصر بسیاری که ساخت، خود با عناصر بسیاری که در مسیر خویش جذب کرد، تمدن و فرهنگی به وجود آورد و آن را از اواخر قرن سوم در طول قرن چهارم به اوج کمال رسانید ... میبینیم که چگونه مذهب، خود فرهنگ میزاید و چگونه خود به فرهنگ مبدل میشود ... مکتب سهروردی صوفی ومثنوی مولوی عارف و آثار عطار شاعر واسفارملاصدرای فیلسوف، احجار کریمه کوهستان عظیم فرهنگ مایند که در آنها فرهنگ ایرانی را بدون اسلام جستن به همان اندازه محال است و غیر قابل تصور