یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣١ - تکامل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٣٠
فینالیستی انتقاد میکند!!! و حال آنکه به عقیده ما جنبه فینالیستی آن ضعیف و ناقص و غیرفلسفی است.
٣٥. نظیر ایرادی که به فرض تصادف داروین وارد است به نظریه موتاسیونیسم نیز اگر او را فاقد جنبه فینالیسم بدانیم وارد است.
(رجوع به صفحه ٨٨ فرضیهها)
٣٦. در ص ١٨٣ و ١٨٤ [سیر حکمت در اروپای] فروغی ج ٢، بیان تکامل اسپنسر را مینماید. به عقیده اسپنسر علم، توحید معارف جزئی و فلسفه، توحید علوم است و اصل محفوظ بودن نیرو فلسفه است که نتیجه مسائل علوم است. به عقیده او عالم یک اصل ثابت دارد و آن نیروست و یک قانون اساسی دارد و آن تکامل است. او میگوید وقتی که به عالم از دریچه علوم تجربی نگاه میکنیم میبینیم که نخستین امری که واقع میشود این است که اجزاء و عواملی پراکنده یکجا فراهم میآیند و با هم ترکیب و فشرده میشوند و تراکم مییابند مانند ابر ... و مانند خورشید و منظومهاش ...
او میگوید به وجود آمدن موجودات جاندار نیز بر این روش است که اجزاء و عناصر پراکنده از اطراف فراهم میآیند و اندام آنها را تشکیل میدهند، حتی صورت بستن تصورات و تصدیقات هم در ذهن انسان به همین وجه واقع میشود، تشکیل خانواده و قبیله و امت نیز به همین طریق است. خاصیت بهم پیوستن، از بین رفتن خاصیت فرد و خفیف شدن و محدود شدن آن و زیاد شدن ارتباط و پیوستگی آنهاست.
در اینجا چند سؤال است. یکی اینکه آیا تکامل چگونه محدودیت اجزاء و افزایش ارتباط است؟! در جامعه که کل مجموعی است هر قوهای محدود به قوه دیگر و زنجیر شده به او و مهار شده به اوست و آیا ترکیبات و تکاملها واقعاً جلوگیری از آزادی و یا پیشرفت و توحید در جهت است؟ (هرچند قدما هم گاهی میگفتند که طبایع اربعه اشیاء در عین محفوظ بودن موانعی دارند و نفس حافظ مزاج است). ولی حقیقت این است که در اینجا قسری نیست و