یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٣ - قرآن و بینش دیالکتیکی تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥٣٢
عادلانه است و لااقل غیر قابل تغییر است و تنها در پرتو تکامل ابزار تولید است که نظامات موجود غیر عادلانه و لااقل قابل تغییر و دگرگونی میگردد.
ثالثاً چه دلیلی در کار است که پس از رشد ابزار تولید، طبقه برخوردار طرفدار حفظ وضع موجود است؟ طبقه برخوردار همواره- حتی بنا بر اصل مادیت اخلاقی- طرفدار حفظ بیشتر منافع خود در حد امکان است؛ وقتی که شرایط را دگرگون دید، یعنی اگر این طبقه آگاه باشد، پیشاپیش خود را با شرایط جدید تطبیق میدهد و بسا هست که با شرایط جدید منافعش بیشتر تأمین میشود (آنچنان که ما در ایران دیدیم که بعضی مالکین با مکانیزه کردن قسمتی از زمینهای خود منافع بیشتری بردند) و یا لااقل مانعِ از بین رفتن بیشتر منافع خود میشود، آنچنان که انگلستان در اثر آگاهی و قدرت پیش بینی، مستعمرات خود را آزادی و استقلال میدهد و خود را با شرایط جدید تطبیق میدهد و از حداکثر استیفای منافع ممکن استفاده میکند، یعنی هیچ ضرورتی حکم نمیکند که طبقه برخوردار در مقابل آینده همواره مقاومت به خرج دهد؛ همچنان که هیچ ضرورتی ندارد که طبقه محروم لزوماً برای منافع خود قیام کند، بلکه ممکن است حالت تسلیم داشته باشد و البته این جهت با میزان آگاهی او بستگی دارد و آگاهیها امری جبری و تابع ضرورتهای اقتصادی نیست.
و. از نظر مارکسیسم راز گروه گروه شدن جامعه، اصل مالکیت است و راز گرایشهای ویژه هر گروه، منافع خاص آن گروه است.
ز. تاریخ که جزئی از طبیعت است، مانند سایر اجزای طبیعت، همواره از میان اضداد عبور میکند، به این معنی که در هر حالتی که هست ضد خود را در درون خود میپرورد؛ هر گروه ضد خود را در دامن خود میپرورد یعنی نفی کننده خود را، یعنی عاملی را که با او به نبرد بر میخیزد و او را در نهایت امر نابود میسازد. این ضد نیز به نوبه خود نافی خود را میپرورد و در مرحله نهایی به نفی او که نفی