یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٧ - مفهوم تکامل در تاریخ - تعریف، هدف و مقصد
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٨٦
هیچ وجه تقصیر علم نیست.
علت تنهایی و اضطراب، ساخت غلط زیربنای اجتماع و ایدئولوژیهای حاکم است
زیربنای اجتماعی جامعه سرمایه داری و ایدئولوژی فرمانروا بر انسان در این گونه جامعهها غلط است. علم کوشش میکند واقعیت را چنان که هست بشناساند. هر علم در حوزه خاص خودش شبکهای از روابط علت و معلول را کشف میکند و آن را به صورت سیستمی از قانونهای علمی در اختیار انسان میگذارد.
اینکه از این قانونها چگونه بهره برداری بشود، اینکه نتایج شناساییهای علمی درست به کار بسته شود یا نه، به خود علم مربوط نیست، به انسانهایی مربوط است که از علم بهره برداری میکنند ... اگر انسان امروز سرگشته است یا احساس پوچی و بیهودگی میکند یا به طور کلی بدبخت است، این نتیجه علم نیست، بلکه نتیجه وضعیت اجتماعی انسان است: فرمانروایی یا امپراطوری سرمایه.
نظام اجتماعی امروز (که به اعتراف نویسنده تکامل یافته است زیرا به امکانات افزایش داده ولی در عین حال که تکامل یافته است آسایش نداده و یا مانع زندگی بر بنیاد ارزشهای اخلاقی است) از نظر آسایش میتوان قبول کرد که چنین است ولی باید گفت که تکامل علمی و صنعتی تکامل انسانی و آسایشی به وجود آورده است، یعنی ابعاد تکامل را باید تفکیک کرد. اما از نظر زندگی بر بنیاد ارزشهای اخلاقی که علی الفرض آفریدنی است، چرا این نظام اجتماعی مانع باشد؟ خلق ارزشها شرایطی ندارد.
حقیقت این است که مجادل میان فرضیه اگزیستانسیالیسم در بنیاد اخلاقی و در تکامل و فرضیه مارکسیسم در نوسان است.
ضرابی: انسان تنها در شرایط کنونی نیست که سرگشته است [١]، همیشه سرگشته و بدبخت و بیپناه بوده است. چاره این بدبختی و سرگشتگی خودکشی دسته جمعی یا فرد منتخب است، یعنی فرد باشعور و آگاه که به علوّ فرهنگی رسیده است.
[١] حق این بود که ضرابی میگفت این سرگشتگی در جاهایی هم که به اصطلاح سرمایه حکومت نمیکند باز هست.