یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦ - اسلام و مقتضیات زمان
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٢٥
و دیگری نه، یکی در سازمان اجتماعی و تولید و صنعت به یک منوال بوده و هست و دیگری در هر سه قسمت تغییر کرده و میکند.
٦. هر امر مادی کهنه و پیر و فرسوده میشود، اما هر قانونی این طور نیست. قوانین طبیعی و اصول قوانین اجتماعی اینطور نیست.
٧. فرضیه سوسیالیستها راجع به اینکه شرایط اقتصادی تغییرپذیر است و به دنبال آنها بنای حقوقی اجتماعی تغییر میپذیرد.
انتقادهایی که بر این نظر هست از چند جهت است:
الف. اقتصاد زیربنای تمام شئون فرض شده و این غلط است.
ب. این مطلب به فرض صحت، درباره قوانین حقوقی، ثابت است نه همه قوانین. پارهای قوانین مربوط است به روابط انسان با خدا یا انسان با نفس خودش.
ج. پارهای قوانین حقوقی هست که اصل ثابت و مسلّم اجتماع است و تغییرپذیر نیست.
٨. فرضیه مبارزه طبقاتی چقدر درست است؟
٩. فرق مصلح و مرتجع. هر دو علیه زمان قیام میکنند، اولی علیه انحراف زمان و دومی علیه پیشرفت زمان.
١٠. لزوم شاخص اخلاقی و شاخص اجتماعی
١١. جبر تاریخ و جبر محیط (رجوع شود به ورقههای فلسفه تاریخ)
١٢. ما میگوییم راه و هدف تغییرپذیر نیست، وسیله تغییرپذیر است. بعضیها تغییر وسیله را بهانه تغییر راه قرار داده و بشر را به سوی فنا سوق میدهند.
١٣. در تغییرات زمان، به عقیده ما سرچشمه این تغییرات و هدف آنها را و لااقل اثر آنها را باید در نظر گرفت. سرچشمه گاهی قدرتهای علمی و عقلی است و گاهی هوسها و شهوتها و خشمهاست.
از قضا آن چیزی که جبر زمان است پیروی از پیشرفتهای علمی است نه از تغییرات* ناشی از شهوات. بنده میتوانم یک عمر زندگی کنم و سیگار نکشم، هروئین استعمال نکنم، فیلمهای رسوای هالیوود را