یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٧ - تکامل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٤٦
شاید واقعاً از آن جهت است که انسان خود را گل سرسبد موجودات این جهان میداند، حس میکند که خودش روی همین قانون و همین سنت به وجود آمده، زیرا قدر مسلّم این است که ما روزی در منزل جماد و به صورت خاک بودهایم (فانّا خلقناکم من تراب ثم من نطفة ...) و بعد از آن منزل، به منزل نبات و حیوان تا مرحله انسان آمدهایم و به قول مولوی «از جمادی مُردم و نامی شدم ...» و باز در وجودش غریزهای را حس میکند که او را به سوی کمال سوق میدهد. تمام تلاشهای ما گامهایی است که به درست یا به غلط در مسیر تکامل برمیداریم.
بنابراین شاید سرّ جاذبه این کلمه تا اندازهای معلوم بشود. در حقیقت، علاقه انسان به کشف رمز تکامل و قوانین آن جز علاقه به شناختن راهی که خود او خواه ناخواه در آن راه سیر کرده و باید سیر کند چیزی نیست.
مسئله تکامل در دو قرن اخیر بیش از هر وقت دیگر مورد توجه واقع شده و اهمیت پیدا کرده، تا آنجا که بعضی از فلاسفه قرن گذشته آن را به منزله «قانون اساسی» جهان آفرینش تلقی کردهاند.
مسئله تکامل در یکصد سال پیش که در مورد موجودات زنده با طرز خاصی بیان شد یعنی به صورت رابطه نسلی بین جانداران عالی و جانداران پست بیان شد، غوغای عظیمی در جهان بپا کرد و شاید هیچ نظریهای این مقدار غوغا ایجاد نکرده و منشأ تعبیرهای مختلف نشده، و چون به این نظریه جنبه ماتریالیستی و ضد الوهیت داده شد، از جاذبهاش کاسته شد و تا مقدار زیادی قیافهاش را مکدّر ساخت.
ما در این مقاله، از نظر اهمیت موضوع و به مناسبت آنچه در دو مقاله گذشته بیان شد، بحث خود را در اطراف همین نوع از تکامل یعنی رابطه نسلی بین جانداران عالی و جانداران پست قرار میدهیم.
و [١] البته آنچه مورد نظر ماست این است که رابطه تکامل را با
[١] [از اینجا تا صفحه بعد، محل ستاره، مطالبی است که در نسخه اصل دستنویس برروی آنها یک خط طولی کشیده شده است. نظر به اینکه به حذف این قسمت از یادداشتها از طرف استاد یقین نداشتیم، با بیان این توضیح به درج آن مبادرت ورزیدیم.]