یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٥ - یادداشتهای فلسفه تاریخ و نقدی بر کتاب « فلسفه علوم » علی اکبر ترابی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤١٤
تاریخی و تغییرات اجتماعی را نه در افکار و وجدان شخص یا اشخاص، بلکه در شرایط اقتصادی جامعه و در توسعه و پیشرفت تولید ثروتها و چگونگی روابط اجتماعی باید جستجو کرد [١].
کار به معنی اعم از تولیدی، اجتماعی، مغزی
در این که کار به مفهوم اعم از کار تولیدی و کار اجتماعی و کار مغزی (فکر) اساس جامعه و موجودیت اجتماعی است بحثی نیست، و در این که کار تولیدی شرط ابدی و طبیعی حیات انسان (البته جامعه انسان و الّا درباره افراد طفیلی و انگل صادق نیست) است و آدمی (به قول مولوی) اول اسیر نان بُوَد و بدون آن سایر شئون امری محال بود، باز بحثی نیست.
زیربنا بودن تخلیه
ولی از این دو اصل مسلّم نتیجه نمیشود که کار انسانی منبع ثروتهایی است که در اختیار بشریت است؛ بلی، منبع ثروتهایی است که ایجاد کرده است، ولی این تعبیر مثل این است که «آنچه در جوی میرود آب است»، همچنان که دلیل نمیشود که کار تولیدی را سازنده و رهبری کننده افکار و وجدان انسانها بدانیم.
شرط لازم بودن چیزی لزوماً به معنی زیربنا و اصل و متبوع بودن و سازنده و رهبر بودن نیست. فی المثل انسان همچنان که برای بقاء مادی خود نیاز به تغذیه دارد، به تخلیه هم نیاز دارد. عمل تغذی با خوردن تمام نمیشود، جذب و دفع هم جزء آن است. شرطیت دفع برای مجال یافتن برای فلسفه و هنر و سایر تجلیات روحی کمتر از شرطیت جذب و جمع و خوردن نیست. همانطور که شکم گرسنه نه ایمان دارد و نه اخلاق و نه ذوق (طبق مثل عامیانه معروف) و بلکه نه عشق، آن که تنگش گرفته است نیز از همه اینها فراموش دارد، ولی آیا این دلیل بر زیربنایی است و دلیل بر این است که افکار و اندیشهها و هنرها و اخلاقها تابع تکامل ابزار دفع میباشند؟
مولوی میگوید:
[١] رجوع شود به حاشیه مفید ما بر این صفحه.