یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥١ - یادداشت اسلام و مقتضیات زمان
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٥٠
نامگذاری و امثال اینها؛ [که در همه اینها مورد نخست حکم اولی و ثابت است و مورد دوم حکم ثانوی و متغیر.]
٢٢. گفتیم مجموعاً به دو چیز باید توجه داشت: یکی در دین و دیگری در زندگی (تمدن). اما در دین، پیدا کردن راه میان جمود و جهالت که نامش اجتهاد است و به وسیله اجتهاد از نیروی محرکه اسلامی که تشخیص اهمّ از مهم و تشخیص زیربنا از روبناست استفاده کردن. و اما آنچه مربوط به زندگی و تمدن [است] تشخیص این جهت است که بشر در زندگی اهدافی دارد و راههایی دارد (شاهراه و راههای فرعی) به سوی آن اهداف و وسایلی برای رسیدن به آن اهداف و پیمودن آن راهها انتخاب میکند. هدفهای بشریت ثابت است. بشر تا بشر بوده و هست و خواهد بود خواه ناخواه هدفهای مشابهی دارد، به جهت اینکه غرایز بشر همواره یکی بوده و هست و خواهد بود [١]. نوع احتیاجات بشر که برای تأمین آنها میکوشد همواره مشابه بوده و هست. راه رسیدن به آنها یعنی اصولی که باید در مورد خود و اجتماع رعایت کند تا برسد به آن هدفها یکی است. از چهارچوبه معینی باید عبور کند تا به آن اهداف خود و به مقصد و سرمنزل خود برسد. این که گفتیم هدفهای بشر همواره یک جور بوده و راه رسیدن به آن هدفها نیز یک جور بوده، به معنی این نیست که بشر هدفهای فطری خود را میشناخته و راه آنها را میدانسته است، بلکه انبیا کار مهمی که کردند این بود که بشر را با هدفهای عالی آشنا کردند (انّ صلاتی و نسکی و محیای و مماتی للَّه رب العالمین) و هم راه رسیدن به آن هدفها را به او نشان دادند. دیگر اینکه ارزش هدفها را بالا و پایین بردند. این که علی میفرماید: و اللَّه لأن ابیت علی حسک السعدان ... ارزش بیشتر هدف معنوی را میرساند.
[١] برای این بحث لازم است به کتابهایی که تطورات تمدن را ذکر کردهاند مراجعه شود و اصول تطور به دست آید. رجوع شود به جلد دوم علم الاجتماع نیکولا حداد، باب سوم تا آخر کتاب و به کتاب الدین فیطور الاجتماع کمرهای. اما برای بحث از اجتهاد رجوع شود به ورقههای اجتهاد.