یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٠ - یادداشتهای فلسفه تاریخ و نقدی بر کتاب « فلسفه علوم » علی اکبر ترابی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٠٩
نظریه قهرمانان
مورخین ایده آلیستی (کذا) جریان تاریخ و علل تحولات اجتماعی را وابسته به عمل یا اراده شخص یا شخصیتی بخصوص میدانستند و از روی ظاهربینی و کوته نظری نقش آفریننده تاریخ را از قهرمان یا قهرمانان ظفر نامههای خود ناشی میپنداشتند ... خواسته یا نخواسته ملت را و اقتصاد و اجتماع و سنن و فرهنگ ملی را در مقابل قهرمانان تاریخ خود به هیچ میشمردند. از این نوعند تواریخی که در آنها ملت با آن همه آداب و رسوم و هنرها و علوم و فنونش غایب است.
یهود و قهرمانی
اینجا مغالطه است. مسئله نقش تودهها که البته قهرمان نیز یکی از افراد توده است، سخن درستی است. همه انسانها دخیلند، اما همه انسانها به یک نسبت در تمدن و فرهنگ شریک نیستند، تا چه رسد که در تحولات تمدن و فرهنگ شریک باشند. ملت دو میلیونی یهود یا پنج میلیونی، شاید نود درصد آنها در تمدن و فرهنگ عصر خود شریکند در حالی که از هفتصد میلیون مسلمان امروز شاید فقط یک درصد در آن شریک باشند [١]. بسیاری از مردم- ولو به علت عقب نگه داشته شدن- شرکتشان در تمدن در حد شرکت عوامل حیوانی است، یعنی ابزار مطلقاند. گروه کمی از مردم در تمدن و گروه کمتری از آنها در تحول تاریخ سهیماند. تکامل ابزار تولید که آقایان آن را علة العلل تحولات میدانند، خود مدیون ابتکار قهرمان است.
قهرمان منحصر به قهرمان ظفرنامهها نیست؛ مخترعین و مکتشفین و معلمان اخلاق، انبیا، همه قهرمانان تاریخند.
بعلاوه شما منکر تأثیر اراده انسان هستید، چه فرق میکند اراده همه افراد یا اراده نوابغ و قهرمانان.
[١] علت دخالت نداشتن یا کم دخالت داشتن بعضی افراد، همان نوع ترکیب جامعه ازافراد است کما لایخفی.