یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٤ - امر به معروف و نهی از منکر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٢٥٣
ریاضیون و منجمین داشتهایم، خطبا و گویندگان داشتهایم، کتّاب و نویسندگان داشتهایم و حتی هنرمندان و موسیقیدانها داشتهایم اما مصلحین نداشتهایم. البته نهضتهای اصلاحی کم و بیش بوده (مثل نهضت مرحوم آقای قمی) اما عمیق نبوده و متوجه ظواهر بوده.
ما به قدری از روح اصلاح دور بودهایم و مقام مصلح را که بالاترین مقامات یک بشر است و به قول هربارت اسپنسر «عالیترین ...» [پایین آوردهایم که] نهضتهای عمیق اصلاحی را مسخ کردهایم مثل نهضت حسینی.
٥٠. بعضی از ما در برابر اصل امر به معروف و نهی از منکر بکلی لاقید هستیم و این اصل را عملًا از جنبه دینی جایزالترک میدانیم.
اینها معتقدند که مؤمن باید پلاس خانه خود بوده باشد: کونوا احلاس بیوتکم، مؤمن باید به طوری باشد که ان شهد لم یعرف و ان غاب لم یفتقد.
اینها نمیدانند که این دستورها یک دستور عمومی و کلی و دائمی نیست، بلکه برای موارد بالخصوصی است که انسان باید از فتنهها دور باشد والّا پس خود مولا میبایست جزء مؤمنین نباشد. اشتباه ما این است که ما این مطلب را به صورت یک فلسفه کلی در زندگی تلقی کردهایم. این دسته در فکر نجات خود میباشند و مدعی هستند که هرکس باید خود را نجات دهد. زهّاد و عبّاد ما که به این عنوان معروفند، این طبقه میباشند. اینها نمیدانند که خدمت به خلق و هدایت و ارشاد خلق به یک معنی بالاتر از عبادت خالق است- که باید توضیح بدهم- یعنی درست است که اگر خدمت به خلق را در عرض عبادت خالق قرار دهیم دومی اصل است ولی خدمت به خلق با حفظ مرتبه عبودیت، سفر و مرحله بعد است و به قول عرفا سفر من الحق الی الخلق و سفر بالحق فی الخلق آخرین سفر و آخرین مرحله کمال انسانی است، و اما سفر من الخلق الی الحق و سفر بالحق فی الحق که همان عبادت است مقدمه دو سفر دومی یعنی سفر من الحق الی الخلق و سفر بالحق فی الخلق است.
بعضی دیگر توجه به ارشاد و هدایت دارند و خدمت به خلق