یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٨ - یادداشت اسلام و مقتضیات زمان
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٥٧
طرفی برخی مسائل فلسفی را که علم برخلاف آنها قیام کرد جزء دین شمرد و از طرف دیگر قسمتی از امور که مربوط به شکل ظاهر و مادی زندگی است نیز از دین دانست و دین را مأمور حفظ این شکل دانست و حال آنکه علم خواه ناخواه این شکلها را عوض میکند، و جهّال هم به همین دلیل دین را نظراً و عملًا مخالف علم قلمداد کردند.
مَثَل قرآن: کزرع اخرج شطأه ...
اسلام، هم با جمود مخالف است و هم با جهل، و خطری که اسلام را تهدید میکند از ناحیه هردو دسته است.
جمودِ جامد میدان به جاهل میدهد و جهلِ جاهل وسیله به دست جامد میدهد که به هر تغییری به چشم بدبینی نگاه کند. در این میان آن که باید غرامت اشتباه هردو دسته را بپردازد اسلام است.
آنها [یعنی جاهلان] خیال میکنند که زمان معصوم است [١] و حال آنکه زمان به دست بشرساخته میشود و بشر نه معصوم از اشتباه است و نه از گناه.
عجبتر اینکه آنها همه چیز را با کفش و کلاه و لباس خودشان قیاس میکنند و خوب و بد در نظر آنها مفهومی جز نو و کهنه ندارد. از نظر اینها فئودالیسم به این دلیل بد است که کهنه شده و از مد افتاده، روز اولی که از قالب درآمده بود خوب بود؛ استثمار زن بد است چون دورهاش گذشته است، روز اولی که به بازار آمده بود خوب بود!!
از نظر اینها چون نمیشود هواپیما، ماشین چاپ، ماشینهای نخ ریسی ... را گذاشت و الاغ سواری و دستنویسی [کرد و] با چرخدستی کار کرد، نمیشود مایو پارتی، آشپزخونه پارتی نرفت، عربده مستانه نکشید، مد بالای زانو نپوشید زیرا پدیده قرن است و اگر نکنند به عصر الاغ سواری برگشتهاند.
کلمه پدیده قرن [٢] افراد بیشماری را بدبخت و خانوادههای
[١] البته به این معنی که زمان گذشته معصوم از صواب بود و هرچه داشت غلط بود وزمان حال و آینده معصوم از خطاست و هرچه دارد صواب است.[٢] همچنین است کلمه «عصیانگر» برای نسل جوان که امروز مصطلح شده است.