یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٨ - توحید و تکامل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٥٧
اموراً جزئیة و اما الامور الدائمة ...» مبتنی بر یک اصل دیگر است و آن اینکه: الامر الدائمی و العمومی منسوب الی الامر الدائمی و العمومی و الامر الجزئی و الموقت منسوب الی الامر الجزئی و الموقت.
پس در ما نحن فیه باید چنین فرض کرد که اسباب فاعلی، دائمی و عمومی هستند به خلاف اسباب مادی، زیرا اسباب مادی یعنی مجموع شرایط مادی مکانی و زمانی که لواحق مادی نامیده میشوند. لواحق مکانی از آن جهت که مکان مناط کثرت است نامساوی میباشند و خود مبدأ کثرت و تعددند. حق این است که همانطور که تشخص به وجود است و همانطور که کثرت طولی خارج از وجود نیست، امتیاز عرضی افراد نیز به وجود است و کلام حکما: المیز اما بتمام الذات او بعضها او ... صحیح نیست. پس علل مکانی از آن جهت که اجزاء مکانی از لحاظ اضافات و نسب متفاوتند، معلولات متکثر و علاوه نامشابهی دارند.
و اما علل زمانی چطور؟ ممکن است گفته شود اجزاء زمان خود متشابهند و از جهت زمانی نسبتشان با سایر اجزاء متفاوت نیست، یعنی زمان ایجاب نمیکند- برخلاف مکان- که لزوماً نسبت شیئی با اشیاء دیگر متفاوت گردد، پس علل زمانی ایجاب میکنند مشابهت را. علل زمانی ایجاب میکنند تکامل را نه کثرت و تفاوت را.
مطلب دیگر این است که علل اتفاقیه نمیتواند مبدأ امور دائمه بشود. شرایط زمانی و مکانی علل اتفاقیه هستند، پس نمیتوانند مبدأ امور دائمه بشوند.
١٣. از نظر الهیون معمولی، تکامل جنبه ضد الوهیت ندارد ولی تکامل انواع این جنبه را دارد. باید [دید] چرا؟ اگر مطلق تکامل این جنبه را میداشت جای این بود که گفته شود آنها طرفدار ثباتند ولی اینطور نیست.
١٤. به هرحال به شکلی درآمده که مادیین مقدمات غیرقطعی و فرضی را به زور هو و جنجال میخواهند ثابت و مسلّم فرض کنند، و الهیون تلاش میکنند که حتی در مقدمات مسلّمه آن خدشه وارد