یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٢ - ختم نبوت و اجتهاد
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٢٣١
همان طوری که در تفسیر طبیعت اکتفا کردن به تفسیر قدما و آن را بهترین تفاسیر دانستن- همچنان که ابن رشد تفسیر ارسطو را از طبیعت بهترین تفسیر میداند و به ابن سینا اعتراض دارد که چرا از ارسطو پیروی نکرده است- کار غلطی است و هنوز که هنوز است بلکه تا دنیا دنیاست بشر باید روی طبیعت و خلقت کار کند، در تفسیر قرآن و حدیث نیز باید چنین کرد.*
قسم دوم صحیح است. قرآن معجزه علمی است. در هیچ قسمتی از قسمتهای قرآن گفته پیشینیان آخرین تفسیر نیست. قرآن همان طوری که در حدیث است: یجری کما یجری الشمس و القمر، باز در حدیث است: لا تفنی عجائبه و لا تنقضی غرائبه ... و هو کتاب تفصیل و بیان و تحصیل، و هو الفصل لیس بالهزل، و له ظهر و بطن، فظاهره حکمة و باطنه علم، ظاهره انیق و باطنه عمیق، له تخوم و علی تخومه تخوم، لا تحصی عجائبه و لا تبلی غرائبه، فیه مصابیح الهدی و منار الحکمة و دلیل علی المعروف لمن عرف النصفة. فلیرع رجل بصره و لیبلغ الصفة نظره، ینجو من عطب و یخلص من نشب، فان التفکر حیاة قلب البصیر کما یمشی المستنیر فی الظلمات بالنور، یحسن التخلص و یقل التربص [١].
در خود قرآن کریم است: و لقد جئناهم بکتاب فصّلناه علی علم اعراف/ ٥٢ (هرچند آقای طباطبایی علی علم را متعلق به جئناهم میداند: أی جئناهم بکتاب علی علم منا بنزوله).
آیات [٢] زیادی در قرآن است که همه افراد را امر به تدبر و تفکر در قرآن میکند، همان طوری که همه را به تفکر و تدبر در طبیعت امر میکند و استثناء قائل نمیشود.
ما هرگز نباید در درک مفهوم آیات و توسعه معانی آن تابع مردم عصر پیغمبر باشیم. البته از لحاظ لغت و مفهوم لغوی باید تابع باشیم
[١]. المیزان جلد ١، صفحه ١٠. رجوع شود به نمره ... ایضاً رجوع شود به حدیث عیون اخبار الرضا ص ٢٣٩ که از امام صادق سؤال شد: چرا قرآن لایزید الّا غضاضة؟[٢] [از اینجا تا صفحه بعد، محل ستاره، روی مطالب در نسخه اصل دستنویس خطکشیده شده که علت آن برای ما نامعلوم است.]