یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٣ - تکامل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٢٢
آن را تصور کند. خلاصه اینکه کمال علت اعدادی، وافی برای تکامل نیست زیرا او ناقصتر است.
١٣. تکامل و نظریه سه پایه هگل که باید دو پایه بشود. نظریه سه پایه به بیان حقیقت فلسفی تکامل نزدیکتر است. میگویند تضاد عامل تکامل و پیشرفت است، در صورتی که صرف تضاد جز تمانع و عامل تخریب و فساد نیست. عامل کون و تکوین و تجدید و پیشروی، نیرویی دیگر سائق و آخذ به ناصیه موجودات باید بوده باشد که آنها را از طوری به طوری و از خلقی به خلقی ببرد.
١٤. انکسیمندر و نظریه تکامل و همچنین انباذقلس و لوکروس و نظریه تکامل. رجوع شود به اسفار مبحث غایات و به فرضیههای تکامل ص ٢٦ و مقدمات بخنر در فلسفة النشوء و الارتقاء.
١٥. تکامل فرد و تکامل نوع: در قدیم بحث تکامل متوجه فرد بود و در جدید متوجه نوع. در قدیم نیز ثبوتیون یک نوع تکامل فردی قائل بودند که دفعی بود و میگفتند هر صورتی مقدمه صورت کاملتری است ولی صورت قبلی فاسد میشود و صورت کامل بعدی لاحق میشود، کما اینکه کوویه نیز در باب انواع حیوانها چنین عقیدهای دارد که تکامل به صورت فنای نوعی و از نو خلق شدن نوع دیگر پیدا میشود.
١٦. در نظریه لامارک چند چیز دخالت دارد: محیط طبیعی، استعمال و کار و عادت، وراثت (رجوع شود به صفحه ٣٧ فرضیههای تکامل). در نظر لامارک تغییر محیط تولید احتیاج جدید میکند و قهراً ایجاب میکند عادت جدید را و عادت و استعمال منشأ تغییر در ساختمان موجود زنده میشود. ایضاً لامارک میگوید که تغییرات حاصله در جانور در جهتی است که به نفع موجود بوده و نتیجه آن توافق و هماهنگی بین ساختمان بدن موجود زنده و محیط زیست وی میباشد. (مثالهای لامارک در تأثیر عادت و استعمال در تغییر عضو در ص ٣٥- ٣٦ فرضیههای تکامل)
١٧. در نظریه لامارک همیشه تغییر به نفع جانور است ولی آیا