یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٩ - تاریخ - آیا طبیعت تاریخ مادی است؟
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٣٨
مستضعف آنگاه که به حق و حقیقت یعنی ایمان و تقوا و عمل صالح بپیوندد، مورد عنایت حق و حمایت جهان قرار میگیرد: و قضینا الی بنی اسرائیل فی الکتاب لتفسدن فی الارض مرتین ... (اسراء/ ٤). خلاصه، قرآن پیروزی جنگ عقیدتی اصیل را در نهایت امر اعلام میکند نه پیروزی نهایی جنگ طبقاتی را.
استضعاف و استکبار
رابعاً دلیل دیگر این مطلب که استضعاف شدن ملاک هدایت و حمایت حق نیست [این است] که قرآن صحنههایی از قیامت نقل میکند که مستکبر و مستضعف هر دو معذب به عذاب الهی میباشند.
بعضی آیات در مورد استکبار هست که استکبار از آیات الهی است و نام استضعاف در آنها نیست، مثل آیه ٣٦ و ٤٠ از اعراف: ان الذین کذبوا بایاتنا و استکبروا عنها لا تفتح لهم ابواب السماء (اعراف/ ٤٠) و آیه ٨٨ این سوره: قال الملأ الذین استکبروا من قومه لنخرجنک یا شعیب (البته از قرینه کلمه «ملأ» میتوان استفاده کرد یا استشمام کرد که همواره مستکبر مساوی با ملأ است) [١]، همچنین آیه ١٣٣ اعراف:
فأرسلنا علیهم الطوفان و الجراد و القمل و الضفادع و الدم آیات مفصلات
[١] بعید نیست که آیات استکبار، برخی استکبار اخلاقی به معنی خروج از تذلّل عبودیت باشد، آنچنان که در آیات ٤٠ و ١٣٣ اعراف و آیه ٧٥ یونس و آیه ٤٦ مؤمنون و آیه ٣٨ سجده آمده است و آیه ثم ادبر و استکبر. فقال ان هذا الّا سحر یؤثر (مدّثّر/ ٢٣- ٢٤) و آیه ٨٧ بقره: أفکلّما جاءکم رسول بما لا تهوی انفسکم استکبرتم ... و آیه ٣١ جاثیه: أفلم تکن آیاتی تتلی علیکم فاستکبرتم و کنتم قوماً مجرمین، و برخی دیگر استکبار اجتماعی است و آن آیاتی است که تعبیر «استکبار فی الارض» را دارد، مثل آیه ٣٩ عنکبوت و آیه ١٥ حم سجده و آیه ٢٠ احقاف و آیه ١٤٤ اعراف. درباره ابلیس و جنودش آمده است: و استکبر هو و جنوده فی الارض بغیر الحق (قصص/ ٣٩) و ظاهر این است که در این [مورد] فقط، ناظر به استکبار از عبادت است.
بعید نیست که قرآن ریشه استکبار بر خلق را استکبار از عبادت حق بداند و لهذا استکبار ابلیس را هم استکبار فی الارض (ممکن است کلمه «فی الارض» به اعتبار جنود ابلیس که گروهی از انسانها هستند آمده باشد) خوانده است و این خود اصلی است، گواینکه ریشه استکبار از عبادت یا یکی از ریشهها ترف است. آیه تلک الدار الآخرة نجعلها للذین لا یریدون علواً فی الارض و لا فساداً (قصص/ ٨٣) و آیه استکبرت ام کنت من العالین (ص/ ٧٥) ناظر به استکبارهاست.