یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤ - اسلام و مقتضیات زمان
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٣٣
تغیر و تطور
جامعه همانطور که احیاناً رُقاء پیدا میکند، موجبات آسایش و امنیت و رفاه فردی و خانوادگی و اجتماعیاش بهتر فراهم میشود، نیز ممکن است دچار انحراف و سقوط شود. پس هر تغیری تطور نیست.
علل این انحراف گاهی جهالت است، گاهی گرفتاری عادات و خرافات است و گاهی حوادث اجتماعی از قبیل جنگهاست و احیاناً حوادث طبیعی از قبیل زلزله و غیره میتواند باشد و گاهی علت انحراف فراهم بودن وسایل هوا و هوس و فقدان ایمان و عوامل اخلاقی است. ویل دورانت در تاریخ تمدن مشرق انحطاط عقلی که در نتیجه زیستن در شهرهای پر از لهو و لعب و وسایل تحریک اعصاب دست میدهد و همچنین ضعف نژاد در اثر اختلال در روابط جنسی و افراط در فلسفه اپیکوری و تمرکز ثروتها را از علل انحطاط تمدن میشمارد.
جامعه که متطور است، همانطور که مراحلی را باید پشت سر هم طی کند، راه و مدار معینی دارد که از آن مدار نباید خارج شود. خروج از آن مدار، سقوط و فنا و لااقل توقف و انحطاط اوست.
و گفتیم که جامعه مثل جنین نیست که مدار لایتخلّفی داشته باشد، جامعه میتواند از مدار خود خارج شود، انسان مصداق «قیل له اقبل فأقبل، ثم قیل له ادبر فأدبر» است.
اکنون میگوییم در مسئله اسلام و مقتضیات زمان، یک وقت این است که شرایط زندگی تغییر میکند. شک نیست که زندگی باید خود را با شرایط جدید منطبق کند، همان طوری که اگر شرایط طبیعی زندگی عوض شود، جاندار خواه ناخواه باید خود را منطبق کند وگرنه محکوم به فناست هرچند در شرایط بدتری واقع شود. اسلام در همچو مواردی حتی اگر شرایط جدید شرایط بدتر هم باشد اجازه انطباق میدهد ولی به عنوان ثانوی نه به عنوان اوّلی. ولی معمولًا شرایط زندگی، اعم از شرایط اقتصادی، فنی، سیاسی، اجتماعی،