یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٢ - مفهوم تکامل در تاریخ - تعریف، هدف و مقصد
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٨١
تجانس آنها کمتر است به اموری که عدم تجانس آنها بیشتر است، تبدل پیدا کند. حصول و وقوع این تطور نیز خود تابع دو مرحله است: یکی مرحله «فرق» یا «تفصیل» و دیگر مرحله «جمع» یا «اجمال». مثلًا «پرتپلاسم» نامتفرق یعنی متجانس که اجزای آن با هم پیوستگی ندارد، به حیوان پستاندار که از اعضای متعددی با تعقد و اندماج زیاد (فرق و تفصیل) تقوّم پیدا کرده است و این اعضا سخت با هم پیوستگی دارند (جمع و اجمال) تطور حاصل میکند. همچنین یک جامعه را تطوریافته وقتی گوییم که اعضای این جامعه بالنسبه به اعضای یک جامعه ابتدایی در همان حال که دارای فرق بیشتر از یکدیگر (به واسطه تقسیم کار مثلًا) (و با توجه به اینکه همان طور که انسان آفریننده کار است، کار نیز آفریننده انسان است، تنوع کار موجب تنوع ماهیت انسانها میشود) [١] هستند، پیوستگی بیشتر هم با یکدیگر دارند (در عین اختلاف ماهیت و شخصیت به واسطه اختلاف و تنوع کارها) [٢]. بازگشت به ناپیوستگی ابتدایی به نام انحلال یا اضمحلال یا فسخ جمع و اجمال خوانده شده است. و نیز برای تعیین همین حرکت رجعی (تنقص) [٣] به سوی امر متجانس است که استاد لالاند تعبیر «تطور انطوایی» را پیشنهاد کرده است.
در کتاب بعثت و ایدئولوژی آقای مهندس بازرگان، صفحه ٦ میگوید:
تکامل یعنی تفکیک احوال و تقسیم وظایف و تفصیل در اعضاء، یا به عبارت دیگر: توسعه در سطح و ارتقاء در ارتفاع و بهطور کلی افزایش حجم کیفیات و فعالیت.
[١]. [عبارت داخل پرانتز از استاد شهید است.][٢]. [عبارت داخل پرانتز از استاد شهید است.][٣]. [عبارت داخل پرانتز از استاد شهید است.]